‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشجو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشجو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ تیر ۱۰, شنبه

گزارشی از آخرین وضعیت پیام شکیبا، دانشجوی زندانی

خبرگزاری هرانا – پیام شکیبا عضو اسبق انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، چهارمین ماه بازداشت خود را به صورت بلاتکلیف در بند ۲ زندان رجایی شهر برخلاف اصل تفکیک جرایم در میان زندانیان عادی به سر می برد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیام شکیبا فعال دانشجویی، اسفندماه ۱۳۹۵ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد وی تا تاریخ ۳۰ اردیبهشت ماه سال جاری در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به  سر برد و اندکی بعد نیز از این محل به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد. زندان رجایی شهر کرج علاوه بر موقعیت تبعیدگاه محل نگهداری افراد دارای محکومیت و نه متهمان است.
آقای شکیبا اکنون در سایه عدم تمدید قرار بازداشت و منقضی شدن قرار پیشین به صورت “بلاتکلیف” و  “غیرقانونی” در چهارمین ماه بازداشت در بندی به غیر از بند زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر به سر می برد.

این زندانی از بیماری “میگرن و کبد چرب” رنج می برد.

آقای شکیبا چهارم اسفندماه ۱۳۹۵ پس از خروج از منزل توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد. دلایل بازداشت وی کماکان مشخص نیست و تاکنون نیز صرفا چند ملاقات کابینی با خانواده داشته است.
یک منبع نزدیک به آقای شکیبا پیشتر به گزارشگر هرانا گفت: ” درحالی که زمینه فعالیت برجسته وی مطالعات تاریخی و سیاسی و حوزه فعالیت او در دانشگاه علامه طباطبایی است، قبل از بازداشت، از سوی نهادهایی در داخل دانشگاه، مورد تهدید قرار گرفته بود.”
آقای شکیبا پیش تر در ماجرای اعتراض دانشجویان به فساد اخلاقی معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان در ۱۸تیرماه ۱۳۸۷ توسط اداره اطلاعات زنجان به همراه ۵ تن از هم دانشگاهیان خود دستگیر و پس از ۲ ماه با قید وثیقه آزاد و نهایتا درسال ۱۳۸۸ در دادگاه انقلاب زنجان به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۶ ماه حبس تعزیری و ۶ ماه حبس تعلیقی تقلیل یافت. وی برای اجرای حکم مذکور در سال ۱۳۸۹ به زندان رفت و با پایان محکومیت آزاد شد.
این فعال دانشجویی در سال ۱۳۹۱، هنگامی که دانشجوی کار‌شناسی ارشد علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات تهران بود، در پی ارسال نامه‌ای از سوی مرکز آزمون دانشگاه آزاد در حین تحصیل درمقطع کار‌شناسی ارشد اخراج شد و با حضور وی در امتحانات پایان ترم ممانعت به عمل آمد. آقای شکیبا مجددا در سال ۱۳۹۳ در همین رشته در دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شد.

۱۳۹۶ تیر ۳, شنبه

علیرضا گلی پور به مرخصی اعزام شد


خبرگزاری هرانا – روز جاری، علیرضا گلی پور زندانی امنیتی محبوس در زندان اوین، برای اولین بار پس از تحمل پنج سال حبس به مرخصی استعلاجی سه روزه و قابل تمدید با تودیع وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی اعزام شد. همزمانعبدالفتاح سلطانی وکیل و فعال حقوق بشر، دیگر زندانی سیاسی محبوس در این زندان در روز جاری به مرخصی اعزام شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز جاری، علیرضا گلی پور زندانی امنیتی مشکوک به سرطان محبوس در سالن ۱۲ بند ۷ زندان اوین، در سالگرد پنجمین سال حبس خود، جهت برگزاری کمیسیون پزشکی، به مرخصی استعلاجی سه روزه و قابل تمدید اعزام شد.
یک منبع مطلع ضمن تایید این خبر به گزارشگر هرانا گفت: ” فردا یکشنبه ۴ تیرماه ۱۳۹۶، کمیسیون پزشکی جهت بررسی عدم تحمل کیفر این زندانی، طبق قرار قبلی، برگزار خواهد شد. این درحالی است که عدم تحمل کیفری آقای گلی پور پیشتر از سوی سه تن از پزشکان تایید شده و رای و نظر دو پزشک دیگر فردا مشخص خواهد شد.”
پرونده این زندانی امنیتی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران جهت تجمیع ارجاع شده است.
هرانا پیشتر گزارش کرد، علیرضا گلی پور ۱۱ خردادماه ۱۳۹۶ دچار تشنج شده و به بهداری زندان منتقل شد و علیرغم نامناسب بودن وضعیت جسمی این زندانی او به مرکز درمانی خارج از زندان منتقل نشد. علت عدم اعزم این زندانی، عدم صدور مجوز اعزام به دلیل اتمام ساعات کاری دادیار ناظر بر زندان عنوان شد.
علیرضا گلی پور، متولد ۱۳۶۵، ساکن تهران و دانشجوی مخابرات و کارمند وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در مهرماه ۱۳۹۱ از سوی ماموران وزارت اطلاعات دستگیر و تیرماه ۱۳۹۴ به اتهام “جاسوسی به نفع اجانب و به طور مشخص کشور آمریکا ” از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۳۹ سال و ۹ ماه حبس تعزیری و ۱۷۰ ضربه شلاق محکوم شد که این حکم با اعمال ماده ١٣۴ و تخفیف به ۱۲ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
هرانا پیشتر در گزارش “آشنایی با بند‌ هفت زندان‌ اوین؛ تبعیدگاه زندانیان سیاسی-امنیتی” گزارش کرده بود؛ این بند متشکل از هشت سالن، یکی از بندهای بدنام این زندان است که زندانیان عمدتا با جرایم مالی در آن نگهداری می‌شوند اما دست‌کم ۵۵ زندانی سیاسی-امنیتی در کنار زندانیان معتاد به مواد مخدر و جرایم مالی برخلاف اصل تفکیک جرائم در وضعیتی بسیار نامناسب حبس‌های طولانی مدت خود را طی می‌کنند. در این بند حداقل ۳۰ زندانی مبتلا به ایدز وجود دارد.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه

عقب‌نشینی مسئولان دانشگاه پردیس هنرهای زیبایی به‌دنبال تحصن دانشجویان


به‌دنبال تحصن دانشجویان در روز یکشنبه 24 اردیبهشت 96، مسئولان دانشگاه تهران از اقدام برای انتقال برخی رشته‌ها به خارج از فضای پردیس هنرهای زیبا عقب‌نشینی کرده‌اند. شورای صنفی در این بیانیه خواستار «لغو انتقال کلاس‌های رشته شهرسازی به ساختمان ایتالیا در خیابان وصال»، «لغو انتقال گروه طراحی صنعتی به خارج از پردیس هنرهای زیبا«شفاف‌سازی وضعیت گروه موسیقی و اعلام صریح ماندگاری کلاس‌های این رشته در پردیس هنرهای زیبا» و «شفاف‌سازی برنامه مدیریتی در راستای اعلام قطعی عدم تداخل در فضاهای فیزیکی دانشکده که ثبت ملی است؛ و گسترش دانشکده پردیس هنرهای زیبا و افزوده شدن فضاهای خارج از پردیس به این مجموعه تنها به منظور ایجاد فضای اضافه و نه برای جابه‌جایی کارگاه‌ها، آتلیه‌ها و کلاس‌ها» شده بود.

۱۳۹۵ اسفند ۳۰, دوشنبه

صادقانه از دانشگاه اخراجشان كنيد ، نه منع تحصيل!

“افروز ذبیحی در ترم پنج از دانشگاه شهید بهشتی منع تحصیل شد”[i]  تیتر این خبر، نشان می‌دهد که چرا دولت جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل ادعا می کند که هیچ دانشجوی بهایی از دانشگاه‌ها اخراج نمی‌شود! بهاییان از دانشگاه اخراج نمی‌شوند، آنها را منع تحصیل می‌کنند. به آنها اجازه ورود به دانشگاه نمی‌دهند، سایت‌هایشان را مسدود می‌کنند، ایشان را حذف ترم می‌کنند و اجازه ثبت نام در ترم جدید نمی‌دهند، از ایشان می‌خواهند خوابگاه‌شان را تخلیه کنند. برگه‌های امتحانی برایشان صادر نمی‌کنند. بعد از دو ترم که راهی برای ورود به دانشگاه نداشتند و از ایشان خبری نشد هم برایشان می نویسند، انصراف از تحصیل. اینچنین است که دانشجوی بهایی از دانشگاه‌های ایران اخراج نمی‌شود، بلکه به روش فوق مسئولیت  انصراف از تحصیلش به گردن خودش می‌افتد. شیعیان روایتی دارند که می‌گوید اگر دین ندارید، حداقل آزاده باشید! حالا هم اگر اجازه اتمام تحصیل به دانشجویان بهایی نمی‌دهید، حداقل اخراجشان کنید، نه منع تحصیل! که این به صداقت نزدیک‌تر است.

۱۳۹۵ اسفند ۱۹, پنجشنبه

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه لامرد



دانشجویان دانشگاه لامرد از استان فارس پس از عملکرد ضعیف و بی کفایتی مسولان این دانشگاه در حل مشکلات و فراهم آوردن امکانات رفاهی و آموزشی دست به تحصن اعتراضی زدند.

دانشجوانلاین 19 اسفند
در گوشه ای از این تحصن بیانیه ای چاپ و بر دیوار دانشگاه نصب شده بود. در این بیانیه آمده است: به دلیل ضعف مدیریتی علی تیزرو در مدت پنج سال ریاست و بی تدبیری های وی که سبب ایجاد مشکلات فراوان برای دانشجویان شد و بعد از اینکه دانشجویان از همکاری مسئولین شهرستان و سازمان های زیر نظر وزارت علوم ناامید و مایوس گشتند، حال این موج نارضایتی در قالب تحصن شکل گرفته است و تا زمانی که رئیس دانشگاه اخراج نشود این تحصن ادامه می یابد.
دانشگاهی که پس از گذشت پنج سال و با توجه به گرمای شدید شهرستان لامرد در جنوب فارس، فاقد خوابگاه برای دانشجویان است. این در حالی است که مسئولین دانشگاه معتقد هستند که در دفترچه انتخاب رشته قید شده است که این واحد دانشگاهی فاقد خوابگاه است.
سطح پایین آموزشی، نبود آزمایشگاه و ساختمان مناسب آموزشی، کیفیت پایین غذا های دانشجویی و خوابگاه و … از مشکلات متعددی بود که دانشجویان در کاغذها و بنر های خود نوشته بودند.
.دانشجویان از جمله نوشته بودند : ”کجاست ساختمانی که وعده داده بودید؟“،” بعد از گذشت پنج سال کجاست هیات علمی هایی که قرار بود تشکیل شود؟“
لازم به یادآوریست در آبان ماه سال جاری دانشجویان به دلیل همین مشکلات با تحصن در جلوی ساختمان آموزشی این دانشگاه پیگیر مطالبات خود شدند و ادامه دار شدن این تجمع باعث شد تا فرماندار لامرد با توجه به شرایط به وجود آمده، ضمن حضور در جمع دانشجویان قول پیگیری مشکلات  دانشجویان این واحد آموزشی را بدهد اما بعد از گذشت 5 ماه دانشجویان گفتند ما شاهد هیچ تغییری در مشکلات آموزشی و رفاهی در دانگشاه نبودیم

۱۳۹۵ بهمن ۴, دوشنبه

موج جدید اخراج دانشجویان بهایی از دانشگاه‌ها: محرومیت از تحصیل به دلیل اعتقادات مذهبی



نیما ایقانیان دانشجوی رشته عمران از دانشگاه علم و صنعت که در کنکور سراسری با رتبه 155 مشغول تحصیل بود به دلیل اعتقاد به آیین بهایی از دانشگاه اخراج شد

یکی از شش دانشجو بهایی که طی هفته‌های اخیر به دلیل بهایی بودن از دانشگاه آزاد رودهن اخراج شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «حدود سه هفته پیش من به همراه سه پسر و دو دختر بهایی که در مقطع کاردانی و کارشناسی رشته‌های معماری و عمران تحصیل می‌کردند توسط حراست دانشگاه اخراج شدیم. اخراج همگی ماه طی روند مشابهی با کمی تفاوت در جزییات اتفاق افتاد.»

این شهروند بهایی که به دلیل تبعات امنیتی، خواست نامش فاش نشود در توضیح چگونگی روند اخراجش از دانشگاه آزاد رودهن به کمپین گفت: «پنج هفته پیش طی تماسی به من گفته شد که پرونده تحصیلیم ناقص است و باید به بایگانی مراجعه کنم. اما در دفتر بایگانی به من گفته شد باید به حراست بروم، حراست هم مرا به رییس آموزش دانشگاه ارجاع داد و در آنجا شخصی که مسئول بود گفت شما مسلمان هستید؟ گفتم من برای کنکور امتحان معارف اسلامی دادم اما بهایی هستم. گفت پس بیا روی فرمت بنویس که بهایی هستی. من هم نوشتم. اما الان فکر می‌کنم در واقع با نوشتنم مدرک برای اخراجم به آنها دادم. چند روز بعد وقتی وارد سایت دانشگاه شدم، دیدم درس‎هایی که برای ترم جدید انتخاب کرده‎بودم، حذف شده‎است. این اتفاق برای بقیه دوستان بهاییم نیز افتاد. در مراجعه به بخش آموزشی دانشگاه به ما گفته‎شد شما انصراف از دانشگاه داده‎اید. در واقع خودشان ما را حذف کردند و گزینه انصراف را انتخاب کرده بودند تا گفته نشود که اخراج شدیم. در واقع این دردناک‎ترین و عجیب‎ترین و غیرقانونی‎ترین حرکت مسئولان دانشگاه است.»

این دانشجوی بهایی اخراج شده در ادامه به ملاقات با رئیس حراست دانشگاه نیز اشاره کرد و گفت: «رییس حراست از همه ما خواست تا قبل از رفتن به اتاقش گوشی‎های تلفن‎مان را خاموش کنیم. در اتاق هم به قدری آرام حرف می‎زد که صدایش قابل شنیدن نبود. به نظرم فکر می‎کرد داریم صدایش را ضبط می‎کنیم. ما مرتب دلیل اخراج مان را می پرسیدیم اما جواب صریحی نمی‎داد و می‎گفت خودتان دلیلش را می‎دانید، از روز اول نباید ثبت نام می‎کردید. گفت از ورود مجددتان به دانشگاه جلوگیری می‎کنم و پیگیری به مراجع هم برایتان فایده ای ندارد. گفت خیلی لطف کردیم که وسط ترم و پس از اخذ شهریه اخراج‌تان نکردیم. وقتی پرسیدیم منظورتان این است که چون بهایی هستیم؟ سرش را تکان داد و گفت خودتان می‎دانید. حتی وقتی خواستیم تا مدرک دیپلم‎مان را که به دانشگاه سپرده بودیم بگیریم، گفت مدرک دیپلم هم به ما تحویل داده نشود.» 

این دانشجوی بهایی که در آستانه ورود به ترم چهارم از دانشگاه اخراج شده درباره اینکه چطور مسئولان دانشگاه متوجه بهایی بودن او و بقیه دانشجویان دیگر شده اند، به کمپین گفت: «در فرم دانشگاه گزینه مذهب وجود ندارد. فقط گزینه‎ای است که از متقاضی می پرسد مایل است سئوال‌های دینی مربوط به کدام مذهب را پاسخ دهد. بهاییانی که در کنکور شرکت می‎کنند همگی می نویسند معارف اسلامی چون درسی است که در مدرسه خوانده‎اند. من و بقیه گزینه معارف اسلامی را زدیم تا از این طریق وارد دانشگاه شویم. من نمی‎دانم چطور متوجه شدند اما تشخیص آن هم سخت نیست.»

این دانشجو با اظهار اینکه شکایتش نسبت به اخراج از دانشگاه به جایی ختم نمی‎شود، گفت: «هر ساله سازمان سنجش وقتی متوجه شود دانشجویی بهایی است با گزینه‎هایی شبیه نقص پرونده او را از دانشگاه اخراج می‎کند. دانشجویان اخراجی بهایی به جاهای مختلفی مانند مجلس، بیت رهبری، دفتر ریاست جمهوری، وزارت علوم و سازمان سنجش و هر نهاد دیگری که فکر کردند می‎تواند پاسخگوی این بی‎عدالتی باشد مراجعه کرده‎اند اما فایده‎ای نداشته‎است. این روندی است که در طی سی و هفت ساله گذشته ادامه داشته‎است. من هم به نوبه خود شکایت خواهم کرد تا به خودم حداقل بدهکار نباشم اما می‎دانم از همین حالا که شکایتم راه به جایی نخواهد برد.»

مرتضی اسماعیل پور، سردبیر سایت بهایی نیوز در گفتگو با کمپین نیز گفت که به غیر از اخراج شش دانشجو بهایی از دانشگاه آزاد رودهن، ۹ نفر از دانشجویان بهایی دیگر نیز طی هفته‎های اخیر از دانشگاه‎های صنعتی اصفهان، دانشگاه غیرانتفاعی ارم شیراز، دانشگاه فنی و حرفه ای بیرجند و دانشگاه علم‎و‎صنعت تهران نیز اخراج شده اند.

مدیر سایت بهایی نیوز به کمپین گفت که ۲۱۹ شهروند بهایی پس از کنکور سال ۱۳۹۵ با گزینه «نقص پرونده» از ورود به دانشگاه محروم شدند. همچنین ۴۰ نفر در طی سالجاری(۹۵) پس از ورود به دانشگاه در ترم‎های مختلف به دلیل اعتقاد به دیانت بهایی اخراج شده‎اند.

به گفته آقای اسماعیل پور از جمله این دانشجویان نیما ایقانیان است که با رتبه ۱۵۵ کنکور سراسری، در روزهای آغازین ترم اول دانشگاه اخراج شد. همچنین مائده سادات حسینی‎راد از رشته آمار دانشگاه صنعتی اصفهان و درنا اسماعیلی از رشته گرافیک در ترم هفت مقطع کارشناسی از دانشگاه غیرانتفاعی ارم شیراز، و فریناز مختاری از دانشگاه دخترانه فنی و حرفه ای بیرجند اخراج شدند. ثنا هوربخت و جهانگیر هدایتی دو نفر از دانشجویان اخراج‎شده دانشگاه آزاد رودهن هستند. این تعداد کسانی هستند که طی هفته های اخیر از دانشگاه‎های مختلف در ایران اخراج شده و مایل به رسانه‎ای شدن نام خود بوده‎اند، اما بسیاری از دانشجویان اخراج شده مایل به رسانه ای شدن نام خود نیستند.

به گفته مدیر سایت بهایی نیوز جهانگیر هدایتی، یکی از دانشجویان بهایی اخراج شده در رشته مهندسی کامپیوتر نرم افزار از دانشگاه رودهن، پیش از اخراج در تاریخ هفتم دی ماه امسال(۹۵) از سوی مدیر گروه کامپیوتر و رییس بخش فنی مهندسی دانشگاه و در حضور نماینده ولی فقیه و نماینده ولی فقیه در دانشگاه به عنوان دانشجوی نمونه مورد تقدیر قرار گرفته‎بود.

بر اساس بند سوم مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده در اسفند ماه  ۱۳۶۹ که به تایید علی خامنه ای، رهبر ایران رسیده،آمده است: «در دانشگاه ها چه در ورود و چه در حین تحصیل چنانچه احراز شد بهایی اند از دانشگاه محروم شوند.» ممانعت از تحصیل پس از کنکور و یا اخراج پس از ورود به دانشگاه که از سوی حراست دانشگاه ها و سازمان سنجش اتفاق می افتد به پشتوانه این مصوبه که به امضای رهبری رسیده است اتفاق می افتد.

در سوم اسفند ماه ۱۳۹۱ کمپین بین‌المللی حقوق بشر درایران به همراه تعداد دیگری از سازمان‌های حقوق بشری بیانیه ای مشترک در مورد حق تحصیل و آزادی علمی در ایران منتشر کردند و با انتقاد از مصوبه شورای عالی فرهنگی برای محرومیت از تحصیل بهاییان فقط به دلیل اعتقاد مذهبی اظهار کردند حتی در سال ۲۰۱۱، مقامات ایرانی به موسسه آموزش عالی بهاییان (BIHE)، که به عنوان یک دانشگاه مکاتبه‌ای آنلاین در سال ۱۹۸۷ تاسیس شده، یورش بردند و سی مدرس آن را بازداشت و زندانی کردند. در این بیانیه آمده است که حداقل نه تن از این مدرسین با اتهاماتی مرتبط با استفاده‎ مسالمت آمیز از آزادی بیان، تشکل و گردهم‌آیی، محکوم شدند. 

۱۳۹۵ بهمن ۳, یکشنبه

اخبار تکمیلی از تجمع دانشجویان دانشگاه بهشتی



دانشجویان دانشگاه بهشتی در اعتراض به تصمیم غلط آموزشی دانشگاه در مورد انتخاب واحد دانشجویان کارشناسی و سنوات دانشجویان کارشناسی ارشد امروز و روزهای آینده تا نتیجه گیری و لغو قوانین مذکور به تحصن خود ادامه خواهند داد.
این اعتراض و عدم پاسخ مسئولین دانشگاه در حالتی اتفاق افتاده است که امروز ریاست دانشگاه بهشتی عزل شده است.
مسئولین حراست در سرمای زمستان تا به الان مانع ورود متحصنین به ساختمان آموزش شده اند!!!!!
دانشجویان حتی اجازه استفاده از سرویس بهداشتی اموزش را نداشته و با استهزا مسئولین حراست روبرو می شوند.

۱۳۹۵ دی ۲۹, چهارشنبه

6دانشجو بهایی از دانشگاه رودهن اخراج شدند



          شش دانشجوی بهایی مشغول به تحصیل از دانشگاه آزاد رودهن اخراج شدند.


جهانگیر هدایتی و چهارتن از شهروندان بهایی دیگر که تمایلی به ذکر نام آنان در رسانه های اجتماعی نبود پس از باحراز هویت آنان به صورت همزمان از دانشگاه اخراج شدند و با دستکاری در سایت دانشجویی آنان این دانشجویان با عنوان انصراف از دانشگاه ، از ادامه تحصیل منع شدند.
به گفته یک منبع مطلع این دانشجویان پس از پیگیری های بسیار دریافتند که اخراج آنان ارتباط مستقیم با ریاست حراست دانشگاه آزاد رودهن داشته است.
ثنا هوربخت یکی از دانشجویان محروم از تحصیل در سال ۱۳۹۴ پس از شرکت در کنکور سراسری و آزاد و نقص در پرونده در کنکور دانشگاه سراسری ، توانست وارد دانشگاه آزاد شود و در رشته مهندسی معماری تحصیل کند اما در تاریخ ۸ دی ماه متوجه می شود که سایت وی به همراه ۵ تن از دیگر شهروندان بهایی در این دانشگاه بسته شده است و دیگر اجازه ورود به کاربری دانشجویی خود را ندارد.
جهانگیر هدایتی دیگر دانشجوی محروم از تحصیل از جمله دانشجوان منتخب علمی دانشگاه آزاد رودهن نیز به دلیل اعتقاد به  مذهب بهایی اخراج شده است . وی دو هفته پیش از اخراج از سوی ریاست دانشگاه به عنوان یکی از دانشجویان منتخب علمی تقدیر شده بود و در مراسمی به این دانشجوی محروم از تحصیل لوح تقدیری اهدا کرده بود. جهانگیر هدایتی دانشجوی ترم۵ نرم افزار و کامپیوتر پیشتر در کنکور آزاد و سراسری با نقص در پرونده روبرو بود و به صورت آزاد و بدون کنکور در این دانشگاه ثبت نام کرده بود.
تمامی این دانشجویان دسترسی خود را به کاربری دانشجویی از دست داده اند و گفته می شود که با وجود عدم دسترسی به کاربری از سوی افرادی که معلوم نیست چه کسانی هستند وارد سایت شده و عنوان انصراف از دانشگاه را ذکر کرده اند.
دانشجویان محروم از تحصیل پس از این اتفاق با مراجعه به دفتر ریاست دانشگاه از عدم اطلاع وی درخصوص این اخراج آگاه شدند و به گفته ریاست این دانشگاه باید به دفتر رئیس حراست این دانشگاه مراجعه کنند. شش دانشجوی محروم از تحصیل پس از مراجعه به دفتر حراست گوشی آنان گرفته شده و رئیس حراست نیز تنها دو جمله ی ” شما دیگر به دانشگاه نیایید “و ” خودتان میدانید به چه دلیل اخراج شده اید” و با وجود پیگیری مدام باز حراست این دانشگاه عنوان کرد که ” خودتان میدانید به چه دلیل اخراج شده اید”.
این دانشجویان در بخش اداری دانشگاه ، متوجه می شوند که مسئولین اداری اطلاعی از دلیل اخراج آنان ندارند و تنها در لیست اسامی در کنار نام آنان ستاره قرمز زده اند که به معنای مراجعه آنان به حراست می باشد.
چهار دانشجوی محروم از تحصیل در مقطع کارشناسی و دو دانشجو در مقطع کاردانی در دانشگاهی سما رودهن مشغول به تحصیل بودند.

۱۳۹۵ دی ۲۶, یکشنبه



تعلیم یا توهین و تهدید‼️

سالها گمان میکردیم افزایش دانش وسواد آکادمیک شخص، رابطه ی‌ مستقیمی بابالارفتن فهم وشعور او در اجتماع دارد. اما زهی خیال باطل.گویا برخی و تاکید میکنیم برخی از اساتید با بالا رفتن سواد و دانششان، تنها زورگویی و قلدرمآبی در فضای مقدس دانشگاه را آموخته اند و مسئولیتی که به امانت به آنهاسپرده شده است راهمچون چماقی برای خرد کردن شخصیت دانشجویان به کار میبرند.
باخبر شدیم فردی که شرم داریم نام مقدس استاد رابه او اطلاق کنیم، در واکنش به مطلب طنز یکی از دانشجویان در یکی از گروه های تلگرامی، اقدام به توهین و تهدید این دانشجو کرده و با تهمت زدن به این دانشجو، مطلب طنزی که هیچگونه توهین و تخریبی علیه هیچ شخص خاصی نبود را به یکی دیگر از اساتید نسبت میدهد. در ادامه هنگامی که این استاد با توضیحات دانشجو در مورد اینکه مطلبش اشاره به هیچ شخص خاصی نداشته و تنها جنبه طنز دارد، روبه رو میشود، با وقاحت تمام میگوید:کاری میکنم که فریاد نزده ات به عرش برسه و آوازه این تنبیه تا ابد در این دانشگاه ماندگار بشود.
متاسفانه گستاخی برخی از این دست استاد نماها به حدی رسیده است که هم شاکی میشوند، هم قاضی میشوند و هم حکم را اجرا میکنند و انگار نه انگار که رسیدگی به تخلفات مرجع مشخصی دارد و وظیفه ی استاد تدریس است و حق سوء استفاده از جایگاهش را ندارد.
شورای صنفی دانشگاه صنعتی‌‌‌‌‌ نوشیروانی بابل به عنوان تنها نهاد مدافع حقوق دانشجویان این دانشگاه، اعلام میدارد که به جد، پیگیر برخورد با این قبیل رفتار های زشت و زننده خواهد بود واز مسئولین ذی ربط خواستار است تا با برخورد قاطع با فرد خاطی از تکرار این اتفاقات جلوگیری کند.
بدون شک حرمت و آبروی اشخاص از هرچیزی مهمتر است و در صورت تکرار این موضوع، خاطره ی ۲۹اردیبهشت سال قبل را با انسجام هرچه بیشتر تکرار خواهیم کرد.»



مایده السادات حسینی راد شهروند بهایی ساکن اصفهان به دلیل اعتقاد به مذهب بهایی از دانشگاه اخراج شد.


این شهروند بهایی پیشتر در کنکور سراسری امسال با نقض در پرونده روبرو بود و پس از رفع نقض پرونده و ورود به دانشگاه از دانشگاه اخراج شده است.
خانم حسینی راد پس از نقض در پرونده در آزمون سراسری سال جاری دانشگاه و پیگیری از سازمان سنجش دانشگاه با وی تماس گرفتند و گفتند که می تواند در دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته آمار و ریاضیات شروع به تحصیل کند اما قبل از پایان ترم اول بعد از اولین امتحان ترم سایت دانشگاه برای او بسته شد و دانشگاه با او تماس گرفت و به او اعلام کرد که صلاحیت وی توسط سازمان سنجش بخش گزینش دانشجویان تایید نشده است و باید به سازمان سنجش مراجعه کند و علت را جویا شود.
پس از انجام پیگیری های لازم در سازمان سنجش وی به همراه مادرش به سازمان سنجش رفت و در ملاقات با رییس بخش گزینش، او اظهار داشت که این ماجرا رشته درازی دارد و ادعا کرد که از طرفداران بهاییان است در صورتی که خانم حسینی راد پاسخ داد که پیشرفتی در این سال ها از جانب شما صورت نگرفته و اوضاع بهاییان همان طور که بوده باقی مانده . او از جواب دادن امتناع کرد و سعی داشت تا خودش را از ماجرای مقصر بودن کنار بکشد و مقصر را سازمان علوم و فناوری و سازمان اطلاعات می دانست.
این دانشجوی محروم از تحصیل در مقطع کارشناسي از دانشگاه اخراج شد و مدارکی جهت اخراج وی تحویل داده نشده است.» 

۱۳۹۵ دی ۲۳, پنجشنبه

تعلیق 4 تشکل دانشجویی



در یک ماه اخیر شاهد حکم های سنگین هیات نظارت دانشگاه ها بر تشکلات دانشجویی بوده ایم.حکم هایی چون تعلیق تشکل ها و رد صلاحیت هیات های موسس در دانشگاه‌های سمنان،علامه، اصفهان، شهید رجایی و تعداد دیگری از دانشگاه‌ها
با توجه به اینکه کمتر از پنج ماه تا انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم مانده است پیش بینی می شود فشار بر تشکل های سیاسی بیش از پیش وارد شود و طی یک فرآیند سیستماتیک فعالیت دانشگاه ها را به بهانه های متفاوت متوقف کنند.
حق داشتن برتشکل های آزاد طبق ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر و همینطور کنوانسیون شماره87 سازمان بین‌المللی کار تاکید شده است.اما دولت جمهوری اسلامی نه تنها برخلاف چنین مواردی بلکه برخلاف قانون اساسی خود این حق مسلم را از شهروندان بخصوص دانشجویان سلب کرده است.

۱۳۹۵ دی ۱۹, یکشنبه

سعید ملک پور، فارغ التحصل دانشگاه صنعتی شریف و محکوم به حبس ابد، ۸ سال زندان بدون مرخصی



مریم ملک پور، خواهر سعید ملک پور، زندانی و مهندس نرم افزار که از سال ۱۳۸۷ در زندان به سر می برد و به حبس ابد محکوم شده، به کمپین حقوق بشر در ایران گفت که به دلیل مخالفت سپاه، این زندانی سیاسی، ۸ سال از مرخصی محروم است.

مریم ملک پور گفت: «اوایل که درخواست مرخصی می دادیم از خود سعید گرفته تا وکیل و خانواده،  دادستانی مخالفت می کرد. حالا اما هم دادستانی و هم رئیس زندان موافقت کرده اما سپاه مخالف است. از دادستانی گفته اند که با مرخصی موافق هستند اما نیاز به تایید سپاه است و سپاه هم که تایید نکرده است.»

سعید ملک پور، ۴۰ ساله، فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف و فعال سایبری دارای اقامت کانادا است. او در سال ۱۳۸۷ برای دیدار خانواده‌اش از کانادا به ایران سفر کرد که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. سعید ملک پور به اتهام توهین به مقدسات که ادعا شد به دلیل مدیریت شبکه وب سایت‌های پورنوگرافیک بوده در مهرماه سال ۱۳۸۹ از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد. او این اتهامات را رد کرده است. این حکم ۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۰ از سوی دیوان عالی کشور تایید و برای اجرا به دایره اجرای احکام فرستاده شد. اما شهریور ماه ۱۳۹۲ حکم اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل شد.

مریم ملک پور، خواهر سعید ملک پور به کمپین گفت: «سعید از سال ۱۳۹۲ در بند ۸ زندان اوین زندانی است. تا دو سال پیش با اینکه در حال گذراندن محکومیت خود بود و باید به بند عمومی منتقل می‌شد، اما در بند ۲ الف سپاه زندانی بود. دو سال اول بازداشت در سلول‌های انفرادی بود. یک سال به بند ۳۵۰ منتقل شد اما د دوباره به سوئیت‌های دو نفره بند ۲ الف منتقل کردند و سه سال آنجا بود. نه ملاقات داشت و نه تلفن. وضعیت خیلی بدی بود که هر موقع بازجو اراده می کرد زنگ می زد و می‌گفت می‌توانیم ملاقات کنیم و هرموقع هم نمی‌خواست ما از سعید بی خبر می‌ماندیم. سال اول که او را به بند ۸ منتقل کردند هم اجازه ملاقات نمی‌دادند. برای هربار ملاقات کلی نامه نگاری و پیگیری می‌گردیم که بعد دو ماه مثلا ملاقات می‌دادند. می‌گفتند زندانی امنیتی است و نمی‌شود. سال دوم ولی مادرم اینقدر پی گیری کرد به این دفتر و آن دفتر رفت و نامه نوشت که الان ملاقات‌هایش مثل بقیه زندانیان شده تلفن هم می‌تواند بزند و گاهی هم با من تماس می‌گیرد.»

او درباره وضعیت جسمی برادرش توضیح داد: «درباره وضعیت جسمی‌اش که به ما می‌گوید خوب است. اما در بند ۲ الف که بود سنگ کلیه گرفت. دکتر بیرون زندان نبردند. بهداری اوین کمکی نتوانست بکند و خوب نشد. من مجبور شدم با دکتر متخصص صحبت کنم و بگویم سعید چه مشکلی دارد. با تجویز دکتر برای سعید دارو گرفتم و خیلی به سختی توانستم بفرستم داخل زندان. اما وضعیت روحی اش مثل سابق نیست. سعی می کند خود را با منبت کاری و ورزش در زندان مشغول نگه دارد ولی وضعیت روحی اش خوب نیست.»

حکم سعید ملک پور از سال ۱۳۹۲ از اعدام به حبس ابد تغییر کرده است. وکیل او، محمود علیزاده طباطبایی اعلام کرده بود  که سعید ملک پور مستحق اعدام نبوده و آنها در تلاش هستند که حکم حبس ابد را نیز به ۱۵ سال حبس کاهش دهند. مریم ملک پور، خواهر سعید ملک پور اما به کمپین گفت که تاکنون تقاضای اعاده دادرسی در پرونده برادرش نشده است.

او گفت: «وکلای سعید می‌خواستند تقاضای اعاده دادرسی بدهند. اما سعید شنیده بود که اگر چنین تقاضایی بدهند ممکن است سپاه بتواند حکم اعدام را برگرداند. برای همین چنین تقاضایی نداده‌ایم. اگر پرونده سعید دست سپاه نبود یا اگر از سپاه استعلام نمی‌کردند احتمال شکستن حکم‌اش یا مرخصی آمدن اش بالا است. چون همه موافقت کرده‌اند. حتی دادستانی که مشکل ایجاد می‌کرد حالا دیگر کوتاه آمده اما سپاه دست بر نمی‌دارد و نمی گذارد مرخصی داده شود. سپاه اصلا از تغییر حکم سعید به حبس ابد خوشحال نیست و می‌خواستند سعید اعدام شود. برای همین سعید می‌ترسد حتی تقاضای اعاده دادرسی بدهد.»

خواهر سعید ملک پور به کمپین گفت که حکم اعدام این زندانی سیاسی با تقاضای عفو از سوی مادر او شامل یک درجه تخفیف شده و تبدیل به حبس ابد شده است.

مریم ملک پور ساکن کشور کانادا است و از طریق دولت کانادا پی گیر پرونده برادرش است. او به کمپین گفت که دولت کانادا تاکنون هیچ کمکی به وضعیت برادرش که اقامت این کشور را دارد نکرده است. خواهر سعید ملک پور گفت: «دولت سابق کانادا یعنی دولت هارپر هم گزارش برای سعید تهیه و بیانیه منتشر کرد و هم یکسری مذاکرات با حکومت ایران انجام داد. حتی سعید را به عنوان شهروند کانادا خطاب کردند. اما دولت که عوض شد و لیبرال‌ها سرکار آمدند، من  ابتدا خیلی خوشحال بودم و خیلی نامه‌نگاری کردم اما هم از دفتر وزیر امور خارجه و هم از دفتر نخست وزیر فقط اظهار تاسف کردند و گفتند چون سعید شهروند نیست کاری نمی‌توانیم بکنیم. البته به من با دستیار وزیر امور خارجه در دوماه پیش وقت ملاقات دادند. من برای ملاقات او به  اتاوا رفتم ولی او هم گفت که چون سعید شهروند نیست خیلی دست ما باز نیست. ولی پی گیری می‌کنیم. من تا امروز ندیده ام که دولت کانادا کاری کرده باشد.»

تغییر دولت در ایران هم تغییری در وضعیت سعید ملک پور ایجاد نکرده است. مریم ملک پور به کمپین گفت: «دولت ایران هم عوض شد و آقای روحانی آمد، هیچ تغییری در وضعیت سعید ایجاد نکرد. همچنان وضعیت ما، کابوسی است که انگار تمامی ندارد. زندگی شخصی خود من از هم پاشید، برادرم سرطان گرفت، مادرم دیگر حالت عادی ندارد. هیچ کدام از ما آدم‌های نرمال نیستیم و دیگر نخواهیم شد. فقط سعید نبود که زندگی اش به آتش کشیده شد، زندگی همه ما از هم پاشید و دیگر فکر نمی کنم بتوانیم برگردیم و آدم های عادی باشیم.»

خواهر سعید ملک پور گفت: «اوایل که تازه برای سعید کمپین درست کردیم، زیاد کسی دوست نداشت درباره به سعید حرف بزند و خودش را درگیر این مسائل کند. خیلی ها سعید را نمی‌شناختند و وقتی اعترافاتش را تلویزیون نشان داد و علیه سعید در رسانه ها نوشتند و  تبلیغات خیلی خیلی بزرگی علیه سعید کردند خیلی ها دید منفی داشتند و فکر می کرددند سعید اینطوری است. سر این قضیه ما برخورد خوبی ندیدیم. حتی وقتی فیلم اعترافاتش در تلویزیون پخش شد خیلی از اعضای فامیل هم ارتباطات شان را با ما قطع کردند نه به خاطر اتهاماتی که به سعید زدند. به خاطر اینکه می‌ترسیدند مشکلی برایشان پیش بیاید. مدت‌ها طول کشید ما بتوانیم چهره واقعی سعید را نشان دهیم و آن هیولایی که از سعید ساخته بودند را پس بزنیم و نشان دهیم که دانشجوی دانشگاه شریف بوده، ادم حسابی بوده، دوستانی که داشت همه سر او قسم می خوردند تا حالا یک نکته منفی هم کسی نبوده از سعید بگوید چه دوستان قبلی سعید چه کسانی که در زندان با سعید بودند. خیلی طول کشید ما اینها را بتوانیم نشان دهیم. بعد هم که نامه شکنجه سعید منتشر شد تاثیرگذار بود و بالاخره توانستیم چهره درستی از سعید نشان دهیم.»

سعید ملک پور در ماه های نخست دستگیری در اعتراف تلویزیونی که از تلویزیون رسمی ایران پخش شد، ادعا کرد که در کانادا و با حمایت یک شرکت آمریکایی اقدام به تاسیس وب‌گاه‌های آویزون، ایران س… و ایکس‌پرشیا نموده است. با این حال پس از آن او در دادگاه بدوی اعترافش را رد کرد و گفت تحت فشار و شکنجه مجبور به چنین اعترافی شده است.

آقای ملک پور در اسفند ماه ۱۳۸۷ نامه تکان دهنده ای در شرح آنچه به او گذشته است، منتشر و اعلام کرد: «وقتی از من خواستند که در مقابل دوربین از خریداری یک نرم‌افزار از انگلستان و قرار دادن آن روی وب‌سایت خودم صحبت کنم و بگویم در صورت بازدید اشخاص از این سایت، این نرم افزار بدون آگاهی وی بر روی کامپیوتر او نصب شده و پس از آن کنترل وب کم کامپیوترش حتی زمانی که کامپیوتر خاموش است به دست من می افتد و به این ترتیب من از طریق اینترنت از اتاق خواب افراد فیلم تهیه می‌کردم. با این که من به بازجوها گفتم، چنین چیزی از نظر فنی امکان‌پذیر نیست، آنها پاسخ دادند کاری به این کارها نداشته باش.»

خواهر این زندانی سیاسی به کمپین گفت: «الان ۸ سال گذشته اما غیر از اعترافات دروغی که سعید علیه خود کرده هیچ مدرکی نه در دادگاه و نه به سعید ارائه نشده و هیچ چیزی علیه سعید در پرونده وجود ندارد. وکلای سعید هیچ چیزی ندیده‌اند. اعترافات دروغین سعید تنها مبنای صدور حکم علیه او است آن هم اعترافاتی که زیر شکنجه‌های روحی و جسمی از او گرفته شده است. سعید دو سال تمام در انفرادی بود. شکنجه جسمی و روحی شد. خود انفرادی شکنجه است اما آنطور که سعید شکنجه جسمی شده من ندیده ام کسی بشود. خانواده اش را تهدید کردند. حتی به او گفته بودند خواهرت را می‌آوریم  و جلوی چشمان تو به او تجاوز می‌کنیم. گفته بودند خواهرت سلول بغلی‌ات است. سعید می‌گفت من صدای تو را می‌شنیدم. در حالیکه من هیچ وقت زندان نبوده ام.»

۱۳۹۵ آذر ۱۰, چهارشنبه

نهاد نمایندگی ولی فقیه سخنرانی در دانشگاه آزاد بوشهر لغو کرد



“قرار بود به دعوت جامعه اسلامی دانشجوی پیروان ولایت در روز پانزدهم آذر در دانشکده فنی دانشگاه آزاد بوشهر سخنرانی کنم”. 

این جمله  را آقای محمدجواد حق‌شناس روزنامه نگار، مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی ، استاد دانشگاه و عضو هیئت مدیرهٔ انجمن ایرانی روابط بین‌الملل و فعال  در مصاحبه با ایسنا بیان مبدارد و اضافه میکند که :  “موضوع این سخنرانی جریان شناسی سیاسی جمهوری اسلامی ایران بود اما امروز به من خبر دادند که این سخنرانی با وجود آنکه مجوز قبلی داشت، توسط نهاد نمایندگی ولی فقیه در این دانشگاه لغو شده است”.

گفتنی است عوامل جمهوری اسلامی تحت عناوین و البته با دستور از مقامات مختلف امنیتی پیوسته  با بهانه های متفاوت دست به اینگونه اقدام ها زده و اکثر برنامه هائی که سبب تجمع افراد ملت میشود را یا لفو و یا با حمله و یورش لغو مینمایند.

۱۳۹۵ آذر ۸, دوشنبه

دانشجویان فارغ‌التحصیلان سه برابر سایر اقشار بیکار هستند



فارغ التحصیلان بیکار

«طبق آمار رسمی ارائه شده سالانه حدود ۹۰۰ هزار دانشجو فارغ‌التحصیل می‌شود که حدود ۶۵۰ هزار نفر از این تعداد متقاضی جدید کار هستند. علاوه بر این طی ۵ سال آینده، سالانه حدود ۲۵۰ هزار نفر افراد فاقد تحصیلات دانشگاهی به جمعیت جویای کار اضافه می‌شوند… نکته قابل تأمل اینکه، جمعیت متقاضی شغل در بین فارغ‌التحصیلان حدود ۳ برابر سایر متقاضیان بازار کار است و این، مسأله اصلی دولت شده، یعنی ”اشتغالزایی با اولویت فارغ‌التحصیلان دانشگاهی“.»همچنین؛ عضو هیئت علمی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی مشکل را صنعت و دانشگاه نمی داند و به خبرنگار ما می گوید: مشکل بازار کار است، اگر سیستم عرضه و تقاضا در کشور درست و سیاست دولت منطقی باشد، خود به خود کارخانه ها راه می افتند و احتیاج به استخدام افراد تحصیلکرده و غیر تحصیلکرده دارند.

۱۳۹۵ مهر ۱۰, شنبه

ضیا نبوی:پس از ۷ سال حبس دیگر از آن همه عصبانیت و آشفتگی در من اثری نیست



سیدضیا نبوی، دانشجوی مهندسی شیمی وعضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه نوشیروانی بابل، متهم است به “محاربه از طریق ارتباط موثر با منافقین”.
ضیا نبوی در سال ۸۶ به دلیل برگزاری اعتصاب غذا به همراه ۱۵ دانشجوی دیگر این دانشگاه، در یورش شبانه نیروهای امنیتی به دانشگاه بازداشت شده و دو ترم نیز از تحصیل تعلیق شد او در کنکور کارشناسی ارشد سال ۸۷  هم علی‌رغم کسب صلاحیت علمی، از تحصیل محروم شد. پس از آن بود که با تشکیل« شورای دفاع از حق تحصیل » برای دفاع از حق دانشجویان محروم از تحصیل، به عضویت این شورا در آمد  و به ازای این خدمت بشر دوستانه دانشجوی ستاره دار شد.
وی بار دیگر در 25 خرداد 88 با چند نفر از دوستانش  مجددا بازداشت وی در مهر ۸۹ به زندان کارون برده شد و هم اکنون در زندان سمنان دوران حبس خود را می‌گذراند.
۱۰ سال حبس توام با تبعید حکمی است که ضیا نبوی به ناحق تحمل می کند، حکمی که در زندان سمنان به 7 سالگی رسیده است.
 از آنجا که در پروندۀ او کوچکترین مدرک، نشانه و شاهدی منطقی دال بر اثبات اتهامش وجود ندارد و تمامی دوستان، خانواده و کسانی که  او را می شناسند برکذب بودن این ارتباط او با مجاهدین هم عقیده اند، وی  او اشتراک نظر دارند، وی طی نامه‌ای به آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه مینویسد: اگر چه با  درخواست عفو بخشش پیش از اینها آزاد شوم اما ترجیح می‌دهم با اعاده حیثت،  سنگینی و غیرواقعی بودن اتهام خود را اثبات کنم چرا که هنوز هم امید به برقراری عدالت در دستگاه قضا دارم.
در بخش دیگری از نامه سید ضیا نبوی آمده است: تحمل بی‌عدالتی یعنی بی‌اعتمادی به دستگاه قضا اما من پس از ۷ سال حبس دیگر از آن همه عصبانیت و آشفتگی در من اثری نیست که اینهم نانۀ خوبی برایدستگاه قضا نیست، این یعنی کمرنگ شدن اعتماد و اتکای شهروندان به کل سیستم وقوه قضائیه .
متن کامل نامه این فعال دانشجویی دربند را به گزارش کلمه با هم می‌خوانیم:
ریاست محترم قوه قضاییه
آیت‌الله آملی لاریجانی
سلام
..سال‌ها رفت و بدان سیرت و سان است که بود
این مکتوب که می‌بینید، سومین نامه سرگشاده‌ای‌ست که برای شما می‌نویسم…
هفت سال پیش آنگاه که حکم اولیه خویش را دریافتم و چندی بعد به هنگام اطلاع از محکومیت قطعی نامه‌هایی به حضرتعالی نگاشتم که مضمون مشترک هر دوی آنها اعتراض به حکم صادره و اعلام برائت نسبت به اتهامی (ارتباط با مجاهدین خلق) بود که نسبتم داده بودند و اصلا مایه خرسندی نیست که اظهار نمایم نوشته پیش رو نیز کماکان محتوایی از همین دست دارد. گرچه از آن ایام تاکنون زمان زیادی بر ما گذشته و این بازه‌ی هفت ساله که خود عمری است حوادث و ماجراهای زیادی به خود دیده است، لیکن آن مسأله‌ای که همچنانم می‌آزارد و آن دشواری اساسی که به سخن گفتن با شمایم می‌انگیزاند، همانی معانی مکرر پیشین است: «اینکه بی‌گناهم و عدالت را چشم انتظارم». معنایی که به اندازه‌ی دو هزار و هفتصد روز حبس و بی‌خانمانی در چهار زندان و پانزده بند مختلف برایم سنگینی می‌کند! وزنی که تحملش بدان سبکی که در اعداد و واژه ها و گزاره‌ها می‌نماید، ممکن نیست و نبایستی پنداشت که چون روزگار می‌گذرد، آسان نیز می‌گذرد! «تو مرا بین که در این کار به جان می کوشم»
بگذریم. یکطرفه به قاضی نرویم و پر سوز و گدازش نکنیم. من نیک می‌دانم که در برابر آنچه عدالتش می‌خوانم مسئولیتی نیز متوجه من است و شانه خالی کردن از آن جایز نیست، اما منصفانه اگر بنگریم بدان عهدی که بر گردنم بود به کفایت پرداخته‌ام و دفاعی در حد بضاعت و توان از خویشتن به عمل آورده‌ام. اینکه در طی این سال‌ها در هر فرصتی، چه به اختیار و چه از سر اضطرار بیگناهی خویش را فریاد کرده‌ام و حتی یکبار در نوشتاری عمومی و مبسوط، نظر روشن و صریح خود را در مورد مجاهدین خلق و کج‌فهمی سیاسی و کارنامه‌ی خشونت‌بارشان به تحریر درآورده‌ام.
طی این مدت بسیاری از دوستان و آنها که می‌شناختندم در نامه‌هایی شخصی یا جمعی به مقامات قضایی از بی‌اساس بودن اتهاماتم سخن رانده‌اند و حتی وزارت اطلاعات نیز در دو نامه‌ی شفاف و بی‌ابهام به دادستان تهران در سال‌های ۹۱ و ۹۵ به عدم ارتباطم با گروه مزبور گواهی داده است. احتمالا خودتان نیز تصدیق می‌فرمایید که اگر تنها مقصودم خلاصی از بند بود، با پذیرفتن این اتهام و نوشتن درخواست عفو و بخشودگی، سال‌ها پیش به مرادم رسیده بودم و چه دردناک است که آدمی احساس کند از گردن نهادن دروغین به اتهامی که از آن مبری است، آسان‌تر به رهایی می‌رسد تا آنکه به حق بر بی‌گناهی‌اش پای بفشارد. پای فشردنی که البته ساده‌اندیشانه است اگر به تمامی آگاهانه‌اش بپنداریم و نقش ناخودآگاه افسونگر را در آن نادیده انگاریم ولیکن با همه این احوال اگر انگیزش آگاهانه‌ای در این میان بیش از همه استوارم نگاه داشته، امیدی است که همچنان به عدالت دارم. اینکه می‌پندارم که هنوز راه حل شرافتمندانه، خردمندانه و موجهی برای این مسأله وجود دارد و اگر تمامی تلاش خود را در نهایت دقت، ظرافت و عقلانیت به کار گیرم، عدالت دور از دست نیست و نیازی به انکار خویش نمی‌باشد.
حقیقت این است که طی سال‌های زندان به جز یک بار (ساعتی پس از اجرای حکم تبعید) هرگز زمانی نیامده که از امکان شنیده شدن و اثر بخشیدن سخنانم در مقامات قضایی و امنیتی به تمامی مایوس شده باشم و از انتخاب مسیر گفتگو و صداقت پشیمانی به وجودم راه یافته باشد. چنان حدی از خوش‌بینی که گاه از خود می‌پرسم آیا مابه‌ازایی برای آن در عالم خارج هست و یا اینکه تنها نیازها و اشتیاق‌های من است که آن‌را می‌آفریند! راستی آیا نه این است که برخی از ما همواره به امکان عدالت امیدواریم چرا که بدون آن قدرت و توانی برای ادامه دادن در خویشتن نمی‌بینیم؟! نمی‌دانم و این از بسیار چیزهایی است که در این زندان نمی‌دانم! از جمله اینکه نمی‌دانم و نمی‌توانم مقصود آنان را که به زندانم افکنده‌اند دریابم. در این بین شاید تنها چیزی که به آن اطمینان و ایمان دارم این است که در طول فعالیت‌های خود در شورای دفاع از حق تحصیل و دفاع از حقوق خود و دیگر محرومین از تحصیل، هرگز از مسیر قانون خارج نگشته‌ام و آنچه که مرتکب شده‌ام اگر در زمره‌ی اعمال صالحم نباشد، جزو سرافکندگی‌ها و پشیمانی‌هایم هرگز به حساب نمی‌آید.
جناب قاضی‌القضاه؛
اکنون که به احوالات خویش می‌نگرم و آن را با حس و حال هفت سال پیش قیاس می‌گیرم می‌بینم که به طرز عجیبی آرام‌تر از آن روزگارم و دیگر از آن همه عصبانیت و آشفتگی در من اثری نیست. اینکه دیگر آن حس سنگین و عمیق ستمدیدگی مرا بر نمی‌انگیزد و اصراری در این نمی‌بینم که همه حرف‌ها و ناگفته‌ها و دفاعیات خویش را یک نفس برایتان بنگارم. معنای یک چنین تغییر حالی در ساحت زندگی شخصی‌ام هر آنچه باشد، بعید می‌دانم که بتوان این دگرگونی را نشانه خوبی برای دستگاه قضا و عدالت به شمار آورد. اینکه شهروندان از تحمل بی‌عدالتی احساس خشم و عصبانیت نکنند به گمانم دردنشانی است که از کمرنگ شدن اعتماد و اتکایشان به دستگاه قضا خبر می‌دهد. البته من مطلعم که شما به عنوان یکی از مسئولین و ارکان حاکمیت نمی‌توانید فقط به عدالت نظر داشته باشید و موظفید که مصالح کشور و امنیت ملی را نیز لحاظ کنید و باز هم می‌دانم از اینکه چنین پرونده‌هایی تبدیل به موارد حقوق بشری و ابزاری برای اعمال فشار به حاکمیت و کشور شود، دل‌نگرانید. نگرانی و تشویشی که اگر چه شاید باورش سخت باشد اما نقطه اشتراک برخی منتقدین سیاسی و حتی زندانیان نیز هست. حداقل اینکه در مورد شخص خویش می‌توانم به صراحت بگویم که به‌هیچ عنوان حاضر نیستم بی‌عدالتی فاحش روا شده بر من، بهانه‌ای از بهانه‌های آنانی باشد که قصد اعمال فشار یا تحریم به کشورم را دارند و با همه بی‌خبری و انزوائی که به آن دچارم خوب می‌دانم، تلاش برای امرار معاش و تمشیت زندگی روزمره شهروندان اینقدر سخت هست که دشوارتر کردن آن و افزودن رنجی به رنج‌های آنان هیچ افتخاری به حساب نمی‌آید. مشکل اما اینجاست که این فقط یک سویه‌ی ماجراست. سوی دیگر داستان قسمتی از وجود من است که حقش از آزادانه زیستن را طلب می‌کند. خویشتنی که از سال‌ها و ماه‌ها و روزها و ساعت‌ها و ثانیه‌های تماشای دیوارهای زندان خسته است و مشتاقانه لحظاتی را انتظار می‌کشد که بر سنگفرش خیابان و سنگلاخ کوهستان گام بردارد بی‌آنکه بیم و هراس بازگشت به زندان عیشش را منقّص کرده باشد. این همان خویشتنی است که به گمانم بیش از هر کسی در حقش ستم روا داشته‌ام و ناجوانمردانه به صبر و سکوتش فراخوانده‌ام‌. سکوتی که می‌خنداندم آنگاه که می‌بینم برخی به ترس و برخی به پذیرفتن محکومیتم تعبیرش می‌کنند!
بگذریم. بی‌مقدمه و در پایان همین قدر بگویم که بزرگترین دشواری یک زندانی شاید کنار آمدن و مجموع آوردن همه من‌هایی در ساحت خویشتن است که در تنگنای زندان، بیش از هر زمان و مکانی سر ستیز و ناسازگاری دارند و آهنگ‌های ناهمگون می‌نوازند. من‌هایی که گاه پرداختن به یکی‌شان دل دیگری را می‌شکند و تسلیم شدن به دیگری‌، آن یک را ناکام می‌گذارد‌. فی‌المثل همین چندی پیش می‌پنداشتم حق با آن کسی درون من است که چنین نامه‌نگاشتنی را بی‌حاصل و مایه‌ی ریشخند و تمسخر می‌دانست اما در نهایت به وسوسه‌ی خویشتنی اغوا شدم که مصرانه می‌گفت‌: این نوشته با همان حسن نیتی خوانده می‌شود که به تحریر در آمده است‌.
گر بگویندت که مجموعم پریشان گفته‌اند …  

۱۳۹۵ مهر ۸, پنجشنبه

پرونده علیرضا گلی‌پور برای رسیدگی عادی نزد قاضی صلواتی، فرستاده شد



پرونده عليرضا گلی پور،  دانشجوی مخابرات و کارمند وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات که از مهر ۱۳۹۱ توسط وزارت اطلاعات ایران به اتهام افشای فساد مالی برخی مقامات حکومتی بازداشت شده است برای رسیدگی عادی و اجرای آن با دستور تفکیک به شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران نزد قاضی صلواتی، تحویل پست قضائی شده است.

 حکم این زندانی امنیتی و بیمار سرطانی بند هفت زندان اوین که  در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به مدت  ۳۹ سال و ۹ ماه زندان صادر شده بود به دیوان عالی کشور فرستاده شد و همین امر موجب اختلال در روند درمان او نیز گردید. 

اما آزیتا قره‌بیگلو، وکیل علیرضا گلی‌پور که پیش از این از ارسال پرونده موکلش به دیوان‌عالی کشور خبر داده بود، می گوید:طبق توصیه آقای شمخانی، دبیر شو‌رای‌ عالی امنیت ملی، حکم موکلم با اعمال ماده ١٣۴ قانون مجازات اسلامی به ١۵ سال کاهش یافته که امیدوارم به این وسیله آزادی متقابل موکلم هرچه‌سریع‌تر فراهم شود.

این زندانی امنیتی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، به اتهام «هواداری از سازمان مجاهدین خلق»، «توهین به رهبری»، «خروج اطلاعات»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشویش اذهان عمومی» به ۳۹ سال و نیم حبس و یکصد و هفتاد ضربه شلاق محکوم شد که این حکم با اعمال ماده ١٣۴ به ۱۵ سال حبس کاهش یافت.

لعلیرضا گلی پور  در مهرماه سال ۱۳۹۱ به دلیل «افشاگری» در مورد چند تن از مسئولین حکومتی توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد. این زندانی امنیتی٬ بیش از یک سال از زمان حبس خود را دربند ۲۰۹ زندان اوین گذرانده است که از این مدت ۸ ماه آن در انفرادی بوده است.

۱۳۹۵ مهر ۵, دوشنبه

تصویب حذف “سنوات تحصیلی” یا مشوقی برای خروج مغزها؟



اخبار تجمع و تحصن در سه دانشگاه برتر کشورو اعتراض دانشجویان به حذف “سنوات” و “وضعیت خوابگاه‌ها” که چندیست تیتر خبرگزاری های مختلف گردیده ﻃﯽ ﯾﮏ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﺳﺒﺐ ﺧﺮوج اﻓﺮادی میشود ﮐﻪ ﻓﺎﻗﺪ توانائی های ﻻزم ﺑﺮای ادمه تجصیل، کسب علم و دانش هستند، آنان را خواسته یا ناخواسته مجبور به ترک کشور خواهد کرد تا بتوانند از امکانات بهتر و برتر برخوردار گردند.

براستی اگر تلاش شورای عالی آموزش در راستای ارتقا امکانات و سطح آموزش دانشجویان کشور است تا انان هرچه کمتر به فکر خروج از کشور باشند و بمانند تا به ملت و کشور خود خدمت کنند، اینگونه مصوبات مسئولان دانشگاه هر روز شرایط را برای دانشجویان سخت‌ تر می‌سازد و در نتیجه دانشجوی مستاصل عطای تحصیل در کشور را به لقایش خواهد بخشید و راهی خارج از کشور می‌شود چرا که هم امکانات تحصیلی بهتری برایش فراهم است و هم پول و حقوق خوبی دریافت می‌کند.

خبر بد اینکه در مقابل این اعتراضات و خواسته ها، مسئولان همچنان بر اقدامات خویش پافشاری میکنند و طبق روال گذشته با وعده و وعید اینکه « این مبالغ را تخفیف می‌دهیم،  تقسیط می‌کنیم، یا اگر شما به دلیل مشکلات به دانشگاه درخواست بدهید، شاید هم ببخشیم » در صدد خاموش کردن صدای اعتراض آنان هستند.

و این علامت سئوال بزرگ که : از کجا ببخشید؟ چه ببخشید و چرا ببخشید؟ مگر نه اینکه اصل ۳۰ قانون اساسی تاکید بر رایگان بودن خدمات آموزشی دارد؟

             روز گذشته حدود 600 نفر از دانشجويان دانشگاه شريف در اعتراض به هزينه‌هاي سنوات مقابل درب اصلي دانشگاه اعتراض و تجمع كردند كه اعتراض اين دانشجويان از ساعت 12 ظهر شروع شد و چند ساعتي در مقابل دفتر رياست دانشگاه و درب اصلي دانشگاه ادامه داشت.

در دانشگاه امیرکبیر هم وضعیت به همین منوال است و دانشجویان نسبت به حذف هزینه‌های سنوات معترض هستند و بر این باورند که درحالی‌که وزارت علوم تحصیل رایگان در ترم پنجم کارشناسی ارشد را مجاز می‌داند، اما دانشگاه صنعتی امیرکبیر تصمیم به اخذ هزینه از دانشجویان جهت تحصیل در ترم پنجم می‌گیرد.

برمبنای آئین نامه جدید شورایعالی برنامه‌ریزی آموزشی که برای دوره‌های کاردانی و کارشناسی(پیوسته و ناپیوسته) تصویب  شده است، مدت سنوات مجاز تحصیلی برای دوره‌ی کارشناسی 8 نیم‌سال تعیین شده است. این در حالی است که تعداد دانشجویانی که مدت زمان تحصیل‌شان 9 یا 10 نیم‌سال به طول می‌انجامد، رقم کوچکی نیست. نکته‌ی دیگری که در آیین‌نامه قابل توجه و مورد اعتراض دانشجویان قرار دارد آنست که این آئین نامه در اسفند 93 تصویب شده است اما در کمال تعجب در ماده‌ی 33 آیین‌نامه قید شده است که «برای دانشجویان ورودی سال تحصیلی 94-1393 و پس از آن و نیز تمامی دانشجویانی که در زمان ابلاغ این آیین‌نامه، شاغل به تحصیل هستند، به شرطی که خللی در تحصیل ایشان ایجاد نکند، لازم‌الاجرا است»در حالیکه هیچ معیاری برای « خلل در تحصیل»  مشخص نشده است.آیا اجرای چنین آیین‌نامه ای آنهم برای ورودی‌های سال 93 و ماقبل از آن هیچ‌گونه خللی ایجاد نخواهد کرد؟

در بخشي از بيانيه دانشجويان اميركبير آمده است: در حال حاضر این قانون با کمی تغییر در دانشگاه ما اجرا می‌شود؛ اینگونه که سنوات مجاز «آموزشی» کارشناسی تا 9 نیم‌سال در نظر گرفته شده است اما همچنان هزینه خوابگاه و سلف دانشگاه به صورت مضاعف محاسبه می‌شود.

علي اكبر مومني ملك شاه، دبير شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف دراینباره به خبرنگار ايلنا میگوید: وقتي شما با فشارهاي علمي (بخصوص در دانشگاه صنعتي شريف كه در سختگيري‌هاي علمي زبانزد عام و خاص است)  رروبرو میشوید كه به من دانشجو وارد مي‌شود، ناخواسته زمان تحصيل به ترم پنجم كشيده مي‌شود، برخي از هيات علمي‌ها حتي دانشجو را مجبور مي‌كنند كه 5 ترمه بشود. از طرفي اين فشارها را به دانشجو وارد مي‌كنند بعد از طرف ديگر اجبار مي‌كنند كه بايد تحصيل را 4 ترمه به پايان برساني. اين كارها با يكديگر متناقض است و همين تناقض رفتارها باعث بلند شدن صداي اعتراض دانشجويان شده است.

آقای مومنی میگوید:  بسیاری از دانشجویان از سویی توان پرداخت چنین پولهایی را ندارند و از سوی دیگر بر این باورند که این پول و جریمه اجباری، پول زوری است که از دانشجویان مطالبه می‌شود؛ چرا که کاملاً برخلاف اصل ۳۰قانون اساسی است. این درحالیست که دانشگاه اعلام می‌کند که این مبالغ در مقابل ارائه خدمات مطالبه می‌شود، در مورد خدمات رفاهی این حرف تا حدی پذیرفتنی است، اما در قبال خدمات آموزشی که قانون تاکید بر رایگان بودن آن دارد، اقدامی غیرمنطقی و نا معقول است، نکته جالب و البته تامل برانگیز این است که پولی که برای ترم پنجم دریافت می‌شود صرفاً جریمه سنوات است و اگر من دانشجوی ترمِ ۵ ارشد بخواهم، مدرکم را آزاد کنم، باید دوباره پول ترم ۵ را به حساب وزارت علوم پرداخت کنم.

وی در ادامه افزود : سال گذشته تجمعي برگزار شد كه حدود 150- 200 نفر در آن شركت داشتند. که شورا در آن زمان حمايتي نكرد و اين تحصن با بدقولي‌هاي معاون آموزشي دانشگاه كه اكنون هم در همين پست مشغول به فعاليت است، شكست خورد. امسال اما كمپيني ايجاد شده كه حدود 1500 دانشجو عضو آن هستند و  در رابطه با همين سنوات آموزشي و هم سنوات رفاهي فعاليت مي‌كند، چرا كه حق همه دانشجويان كشور، بخصوص دانشجوي دانشگاه شريف است كه از حقوق تحصيلي خود برخوردار باشد.

یکی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی که در این تجمع حضور دارد، به خبرنگار ایلنا، می‌گوید: امسال دانشگاه شهید بهشتی مازاد بر ظرفیت داویلبان راپذیرش کرده است اما به این دانشجویان گفته شده که از 10 مهر به بعد خوابگاه به آنها تعلق می‌گیرد و در حال حاضر دانشجویانی که از شهرستان به تهران آمده‌اند، سرگردان هستند. از طرفی خوابگاه‌هایی که برای دانشجویان جدید الورود درنظر گرفته شده، حدود 2 ساعت با دانشگاه فاصله دارد.

این دانشجوی معترض می‌گوید که خواسته دانشجویان این است، حداقل خوابگاه‌هایی نزدیک به دانشگاه به آنها داده شود. در حال حاضر حدود 200 دانشجو از شهرستان های مختلف در این تجمع حضور دارند که محلی برای اسکان ندارند.

۱۳۹۵ مهر ۴, یکشنبه

دریافت جریمه یک میلیون تومانی از دانشجوی روزانه شریف!



در ادامه  تجمع روزهای گذشته دانشجویان دانشگاه های صنعتی ارومیه، اصفهان و تربیت مدرس امروز نیز دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر به اجرای قانون سنوات اعتراض کردند.
براساس ماده 15 آیین‌نامه تحصیل در دوره‌های کارشناسی وزارت علوم، سنوات مجاز تحصیل در مقطع کارشناسی پیوسته ۴ سال است که بنا بر تشخیص دانشگاه، می‌تواند تا دو نیمسال افزایش یابد. در ماده ۱۳ آیین‌نامه مصوب سال ۹۱ هیات امنای دانشگاه شریف هم آمده است که حداکثر مدت مجاز تحصیل در دوره‌های کاردانی و کارشناسی ناپیوسته ۲ سال و در دوره کارشناسی پیوسته ۵ سال است اما این قوانین در برخی دانشگاه‌ها  بر مبنای تبصره و ماده هائی که بدان افزوده گردیده نقض شده است؛ به طور مثال در دانشگاه شریف، مسئولان تصمیم گرفته‌اند؛ ترم پنجم کارشناسی ارشد و دکتری را از مدت سنوات مجاز حذف کنند و با اعمال جرائمی مثل کاهش نمره، افزایش هزینه اسکان، اخذ شهریه  آنها را تحت فشار قرار دهند! و به همین دلیل دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک سابق) از صبح امروز و در مقابل زمین چمن این دانشگاه تجمع کرده اند ودانشجویان دانشگاه صنعتی شریف نیز ساعت ۱۲ ظهر امروز در مقابل سلف این دانشگاه اعتراض خود را درخصوص اجرای قانون سنوات به مسئولان این دانشگاه اعلام خواهند کرد.
این دانشجویان اعلام میدارند که در بسیاری از موارد، تمام کردن دوره کارشناسی در چهار سال و دوره کارشناسی ارشد طی  دو سال امکان پذیر نیست زیرامعمولا برخی  از دروس تنها یک بار در سال ارائه می شوند و تحقیق یک دانشجو ممکن است طول بکشد، و یا دانشجو به دلیل برخی مشکلات نتواند در طول دوره مشخص شده در همه دروس قبول شود.
دانشجویان همچنین به اقدام عجیب دیگری که  از سوی مسئولان دانشگاه ضورت گرفته اعتراض دارند. امسال دانشگاه صنعتی شریف ثبت‌نام دانشجویی را که تحصیلش به ترم 5 کشیده شده است را به شرطی انجام میدهد که او رقم جریمه‌ای معادل یک میلیون تومان به پردازد؛ یعنی دانشجو ابتدا باید آن جریمه را پرداخت نماید تا بتواند در ترم جدید ثبت‌نام کند. آنهم در شرایطی که دانشجوی مورد نظر، دانشجوی روزانه ” دانشگاه دولتی ” صنعتی شریف است! یعنی درخواستی متضاد با ماده 15 آیین‌نامه تحصیل در دوره‌های کارشناسی وزارت علوم.
از اینرو و  بر اساس همین شرایط ایجاد شده است که گروهی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک سابق) و نیز دانشگاه شریف د دست به اعتراض و تجمع زده ند.
دانشجویان شهید بهشتی نیز روز گذشته در اعتراض به معضلات خوابگاه تجمع کردند، در شرایطی که متاسفانه بسیاری از دانشجویان این دانشگاه بدون اسکان و در تهران سرگردانند!
آقای معتمدی رئیس دانشگاه صنعتی امیرکبیر میگوید دانشجویان در دوره کارشناسی می‌توانند حتی تا ۱۰ ترم در دانشگاه بمانند و اخراج ‌نشوند، اما دانشجویی که دوره تحصیلش بیش از موعد مقرر طول می‌کشد، باید هزینه‌هایش را خودش بپردازد.
ایشان در ادامه این پرسش را مطرح میکنند که: “در بحث خوابگاه‌ها کدام یک از اولویت برخوردارند؟ کسانی که امسال وارد دانشگاه می‌شوند و یا کسانی که ۹ ترم در تهران بوده‌اند؟ و سپس در مقام پاسخ به پرسش خود می افزایند: اگر بخواهیم حقی قائل شویم، افرادی که ورودی جدید هستند واجب‌ترند. اما نمی‌توانیم مدت زیادی خوابگاه در اختیار آنها قرار دهیم.”
این سخنان در حالی بیان میشود که دانشجویان طی بیانیه ای ضمن برشمردن مشکلات خود نسبت به « رواج مدرک‌گرایی»  هشدار داده و اعلام میدارند: در حالی که دانشجو با پرداخت هزینه‌های پروژه و هزینۀ  دوبرابری خوابگاه و تغذیه نیز با مشکل کمبود بودجه دست‌ به گریبان است، تبدیل دانشگاه به یک بنگاه اقتصادی باعث عقب‌نشینی دانشجویان از موضع علمی خود شده،  رواج مدرک‌گرایی  را سبب می‌گردد تا بتواند زمان تحصیل خود را کاهش دهند.
آقای محمد رضانیک بین، مسئول خوابگاه های دانشگاه شهید بهشتی نیز ضمن برشماری مشکلات خویش میگوید:
در سال تحصیلی 95-94 امکان واگذاری خوابگاه متاهلی به هیچ یک از مقاطع مقدور نیست!
 امسال هیچگونه خوابگاهی به دانشجویان دختر در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا تعلق نمی‌گیرد!
خوابگاه فقط به داوطلبان گروه های ریاضی و علوم انسانی و زبان در سهمیه منطقه یک به پذیرفته شده گان تا رتبه 2 هزار و در سهمیه ها سایر مناطق تا رتبه هزار تعلق می گیرد.
در گروه تجربی در کلیه سهمیه ها به پذیرفته شده گان تا رتبه زیر هفت هزار 500 خوابگاه تخصیص می یابد!
با افزایش پذیرش دانشجو در سال های اخیر  هم با مشکل خوابگاه مواجه هستیم.!
ناگفته نماند که تجمعات دانشجویی در اعتراض به قانون سنوات از دانشگاه تربیت مدرس آغاز شد؛ ماه گذشته بود که دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس در بیانیه‌ای اعلام کردند پیرو اجرای بی سابقه و شتابزده قوانین سنواتی و فشار جریمه‌های مالی اعتراض دارند. این دانشجویان از مسئولان خواستند که دانشجویان ترم پنجم کارشناسی ارشد و ترم نهم دکتری را مشمول قوانین سنواتی ندانند و جریمه‌های سنواتی را از ترم ششم کارشناسی ارشد و ترم دهم دکترا اعمال کنند زیرا تنها دانشجویان در به تعویق افتادن دفاع از رساله پژوهشی مقصر نیستند بلکه عواملی به ویژه کمبود منابع کتابخانه‌ای آزمایشگاهی و فراهم نبودن امکانات لازم برای دفاع لازم از رساله و پایان نامه نیز در این امر دخیل‌اند.

۱۳۹۵ شهریور ۱۰, چهارشنبه

یک فعال دانشجویی کُرد برای اعتراف‌گیری در اطلاعات ارومیه تحت فشار قرار گرفته است



آژانس کُردپا: یک فعال دانشجویی کُرد به مدت چندین روز در دستشویی اداره‌ی اطلاعات ارومیه محبوس شده است.
به گزارش رسیده به آژانس خبررسانی کُردپا، افسانه بایزیدی، فعال دانشجویی کُرد اهل بوکان طی مدت بازداشت، ١١ روز در دستشویی اداره‌ی اطلاعات ارومیه محبوس شده بود.
آمنه درویشی مادر این فعال دانشجویی با تأیید این خبر اعلام کرده است: هدف اداره‌ی اطلاعات ارومیه از حبس افسانه در دستشویی، واداشتن نامبرده به اعتراف به اتهام‌های وارده بوده است.
وی گفته است: «در همان توالت به دخترم غذا دادند، سه ماه او را شکنجه کردند و با دخترم مرتکب بدترین رفتار غیر انسانی شده‌اند».
آمنه درویشی در اعتراض به این برخورد نیروهای اطلاعاتی اقدام به ثبت شکایت علیه اداره‌ی اطلاعات ارومیه نموده، اما نیروهای اطلاعاتی با تهدید مادر این فعال دانشجویی از پیگیری قضایی این پرونده جلوگیری کردند.
نیروهای اطلاعاتی مادر افسانه بایزیدی را تهدید به سکوت کرده‌اند.
اواخر ماه گذشته، دادگاه انقلاب مهاباد حکم به حبس و تبعید افسانه بایزیدی داد.
این دانشجوی کُرد به اتهام «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبری» و «همکاری با یکی از احزاب کرد» توسط قاضی «جوادی‌کیا» از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به چهار سال زندان و تبعید به کرمان محکوم شد.
منابع خبری کُردپا عنوان می‌کنند که افسانه تمامی این اتهامات را در دادگاه رد کرده است.

۱۳۹۵ شهریور ۸, دوشنبه

تغییر اتهام حمید بابائی و عدم پذیرش درخواست دادرسی



از چند هفته پیش اتهام حمید بابایی، دانشجوی بورسیه دانشگاه لی‌یژ بلژیک که در مرداد ١٣۹٢، بازداشت و در دادگاهی کوتاه  به ۶ سال حبس تعزیرى و ۴ سال حبس تعلیقی، با اتهام «جاسوسى و ارتباط با دول متخاصم»  محکوم و در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر نیز تأیید شده بود به «تشویق مردم به ارتکاب جرم، جنایت علیه امنیت داخلی و خارجی» تغییر یافته است
بر مبنای اخبار دریافتی و به نقل از سایت هرانا یک منبع نزدیک به خانواده بابایی میگوید: آقای حمید بابایی تنها یک پرونده دارد و آن «اتهام همکاری با دولت های بیگانه» است، وی در ادامه می افزاید: “از آذرماه سال گذشته حمید و خانواده‌اش بارها درخواست اعاده دادرسی داده‌اند و هربار به نحوی در این روند توسط مقامات امنیتی و قضایی اخلال وارد شده است. چند هفته پیش بالاخره پرونده حمید در دیوانعالی کشور به ثبت رسید، اما نه با شماره‌ای که اجرای احکام به خانواده ارائه داده بود. پرونده بررسی شده و رای صادر شده بود. به خانواده شماره‌ای دادند که نتیجه را به صورت آنلاین مشاهده کنند. اما در وبسایت مورد نظر عنوان اتهام تغییر یافته بود که پس از مراجعه مجدد به دیوانعالی به آن‌ها پاسخ می‌دهند پرونده همین است.
گفتنی است . آقای بابایی از پارگی پرده گوش، عفونت مزمن و پیش‌رونده رنج می‌برد و مرخصی پزشکی او با مخالفت نهاد اطلاعات روبروست. وی علیرغم  گذشت بیش از سه سال یعنی نیمی از دوران محکومیتش، تاکنون نه ازمرخصی قانونی بهرمند بوده است و نه با آزادی مشروط و یا موقتش موافقت شده است.
حمید بابایى متاهل، متولد ٢٠ آذر ١٣۶٢ در شهرستان تکاب واقع در استان آذربایجان غربى است. او در سال ١٣٨۵ در رشته ریاضى از دانشگاه صنعتى شریف فارغ التحصیل شد و همان سال براى ادامه تحصیل در مقطع کارشناسى ارشد رشته مهندسى صنایع وارد دانشگاه علم وصنعت ایران شد. وی موفق شده است که در سال ١٣٨۷ با معدل ١٨، از این دانشگاه فارغ التحصیل شود و دانش آموخته ممتاز مقطع کارشناسى ارشد شناخته شود. او هیچگونه فعالیت سیاسى در مدت حضور در خارج از کشور در پرونده خود نداشته و تنها به دلیل بى توجهى به درخواست تهدیدآمیز وزارت اطلاعات و طفره از همکارى با آنان بازداشت شد و از ابتدای بازداشت تا کنون از حق انتخاب وکیل نیزمحروم بوده است. هرانا 08 شهریور 1395