‏نمایش پست‌ها با برچسب نقض حقوق کودکان در ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نقض حقوق کودکان در ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ آبان ۵, یکشنبه

پارگی پرده گوش یک دانش آموز در پی تنبیه بدنی در یزد

خبرگزاری هرانا – یک دانش آموز در شهر یزد به دلیل تنبیه بدنی توسط معاون مدرسه، دچار پارگی پرده گوش شده است. مطابق ماده ۷۷ آیین نامه انضباطی مدارس، اعمال هر گونه تنبیه دیگر از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از رکنا، یک دانش آموز ۱۳ ساله در شهر یزد به دلیل تنبیه بدنی توسط معاون مدرسه دچار پارگی پرده گوش شده است.
به گفته پدر این دانش آموز: ”در دوسال گذشته به‌خاطر آسیب‌هایی که در مدرسه دیگری برای پسرم رخ داده بود دوبار مورد عمل جراحی قرار گرفته بود و بیش از ۶ ماه هم بستری بود، هنگام ثبت‌نام در این مدرسه هم من پرونده پزشکی پسرم را به همین شخصی که پسرم را مورد ضرب و شتم قرار داده، ارائه دادم و تأکید و خواهش کردم که مراقب گوش پسرم باشید اما هنوز یک ماه از سال تحصیلی نگذشته که این تنبیه، پسرم را درگیر امور درمانی و پزشکی کرد”.


وی افزود: ”به‌خاطر پارگی پرده گوش قرار است عمل ترمیم پرده انجام شود که امیدوارم با توجه به اینکه دوبار هم این عمل را انجام داده مشکلی پیش نیاید و پسرم بهبودی اش را به دست آورد”.
مدیرکل ارزیابی اداره کل آموزش و پرورش یزد در این خصوص گفت: ”تاکنون شکایتی صورت نگرفته اما ما طی تماس با پدر این دانش‌آموز اعلام کرده‌ایم که می‌تواند شکایت کند و ما هم از او حمایت می‌کنیم و به طور قطع اداره کل آموزش و پرورش در بحث تنبیه فیزیکی دانش‌آموزان کاری با شکایت والدین ندارد و پس از بررسی دقیق ماجرا برخورد قاطع با معاون خاطی صورت خواهد گرفت”.
لازم به ذکر است که مطابق ماده ۷۷ آیین نامه انضباطی مدارس، اعمال هر گونه تنبیه دیگر از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است.


روایت دردناک زندگی یک قربانی کودک همسری


۱۳۹۸ مهر ۱۱, پنجشنبه


ملیکا، زنی که در ۱۳ سالگی به اجبار خانواده اش تن به یک ازدواج فامیلی با مردی ۱۸ سال بزرگتر از خودش داده، با مراجعه به یکی از کلانتری های مشهد به شرح داستان دردناک زندگی خود پرداخته است.
وی که قربانی کودک همسری بوده، روایت می کند که پس از مرگ همسرش با مشقت مالی سرپرستی سه فرزندش را عهده دار بوده است. وی بخشی از مشکلاتش را اینگونه تعریف می‌کند: پسر کوچکم به خاطر بیماری روانی سوءظن شدیدی به من دارد و با تهمت و افترا اجازه خروج از منزل را به من نمی دهد، حتی نمی گذارد با اقوام معاشرت کنم. مدام گوشی تلفنم را بررسی می کند و در بسیاری از مواقع مرا کتک می زند. در این وضعیت برادران و خواهران همسر مرحومم نیز بعد از مرگ مادرشان تقاضای تقسیم ارثیه را دارند و می خواهند منزلی را که با دسترنج من و همسرم ساخته شده است بین خودشان تقسیم کنند. حالا در شرایطی که پسر بیمارم حاضر نیست تحت درمان قرار بگیرد و مرا به خاطر بدبینی‌هایش کتک می زند، می ترسم با تقسیم ارثیه بی خانمان و آواره شوم.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، یک زن که خود قربانی کودک همسری بوده است، روایتی از اذیت و آزارهایی که پس از مرگ همسرش توسط پسرش به وی روا داشته می شود، ارایه می دهد.
این زن که “ملیکا” نام دارد، در مراجعه به کلانتری شفای مشهد و در گفتگو با کارشناس اجتماعی این کلانتری اینگونه شروع به شرح داستان زندگی اش می کند: “در یک خانواده فقیر و بی بضاعت، در یکی از روستاهای اطراف مشهد به دنیا آمدم. هنوز در کوچه‌های روستا با دوستانم مشغول بازی بودم که مادرم صدایم کرد و لباس‌های تمیزی به من پوشاند و گفت امشب قرار است عمو حسن و خانواده‌اش برای خواستگاری مهمان ما باشند. آن زمان ۱۳ سال بیشتر نداشتم و معنی ازدواج را نمی‌فهمیدم فقط از این که به خواستگاری‌ام می آمدند خوشحال بودم چرا که می‌دانستم همه مردم از مراسم عروسی و خواستگاری خوشحال می شوند. پسر عمویم ۱۸ سال از من بزرگ تر بود. خلاصه من چیزی از حرف‌های بزرگترها سردر نمی‌آوردم. عروسک پارچه‌ایم را به گوشه‌ای انداختم و پای سفره عقد نشستم”.
وی از معلولیت یکی از فرزندانش که به علت ازدواج فامیلی بوده است می گوید: “همسرم بیکار بود و نمی‌توانست لوازم زندگی را فراهم کند. بعد از مدتی صاحب سه فرزند شدیم اما متاسفانه یکی از فرزندانم دچار معلولیت جسمی و ذهنی بود. پزشکان اعتقاد داشتند این موضوع ناشی از ازدواج فامیلی است ولی من آگاهی در این زمینه نداشتم به همین دلیل روزهای سختی را می‌گذراندم تا فرزند معلولم دچار حادثه‌های خطرناک نشود”.
مرگ زودرس همسر و تقاضای ارثیه از طرف مادرشوهر وضعیت مادی این خانواده را که به سرپرستی ملیکا اداره می شده است وخیم تر می کند، وی در این زمینه می گوید: “پس از مدتی همسرم بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت و من با سه فرزند تنها ماندم، هنوز در سوگ همسرم اشک می ریختم که مادرشوهرم تقاضای ارثیه کرد. قانون هم حق را به او داد و به همین دلیل رضایت دادم تا مادر شوهرم در یکی از طبقات منزلی ساکن شود که تنها دارایی همسرم بود. سال ها گذشت و در حالی که فرزندانم به سن بلوغ رسیده بودند مادر شوهرم نیز از دنیا رفت”.
ملیکا با اشاره به اینکه، پسرم حاضر به پذیرش بیماری روانی خودش نیست، ادامه داد: “ولی روزگار من بدتر شد چرا که پسر کوچکم به خاطر بیماری روانی سوءظن شدیدی به من دارد و با تهمت و افترا اجازه خروج از منزل را به من نمی دهد حتی نمی گذارد با اقوام معاشرت کنم”.
وی رفتارهای پسر بیمارش را اینچنین توصیف می کند: “مدام گوشی تلفنم را بررسی می کند و در بسیاری از مواقع نیز آنقدر خشمگین می‌شود که با چشمانی از حدقه درآمده مرا کتک می زند و فحاشی می کند. این درحالی است که خودش با زنان غریبه و همسن من در ارتباط است و از مدتی قبل با یک زن مطلقه میان سال آشنا شده و قصد ازدواج با او را داشت. من هم از ترس به ازدواج آن ها رضایت دادم ولی او جوانی بیکار و سرگردان است که نمی‌تواند از عهده مخارج خودش برآید. در این وضعیت برادران و خواهران همسر مرحومم نیز بعد از مرگ مادرشان تقاضای تقسیم ارثیه را دارند و می خواهند منزلی را که با دسترنج من و همسرم ساخته شده است بین خودشان تقسیم کنند. حالا در شرایطی که پسر بیمارم حاضر نیست تحت درمان قرار بگیرد و مرا به خاطر بدبینی‌هایش کتک می زند، می ترسم با تقسیم ارثیه بی خانمان و آواره شوم. دیگر نمی‌توانم این وضعیت را تحمل کنم و همواره اشک ریزان از خدا می خواهم تا فرزندم را شفا دهد”.
بر اساس این گزارش وضعیت خاص این زن سرپرست خانوار، به دستور سرهنگ ناصر نوروزی، رئیس کلانتری شفای مشهد، در دایره مددکاری اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.
گفتنی است ازدواج کودکان یا کودک همسری در ایران در سال‌های اخیر روز به افزایش است. فعالان حقوق کودک می‌گویند این پدیده در آینده بر سلامت خانواده‌های ایرانی تاثیر منفی خواهد گذاشت.
آمار بالای ازدواج کودکانی که پیش از رسیدن به بلوغ فکری و ذهنی ازدواج می‌کنند از گستردگی این پدیده در ایران حکایت دارد. سن ازدواج در ایران بر مبنای “بلوغ جنسی” تعیین شده در حالی که به گفته کارشناسان، بلوغ جنسی تنها بخشی از ابعاد بلوغ  کامل انسان است. رشد، آگاهی، آموزش و آزادی در انتخاب، اساسی‌ترین و انسانی ترین شروط برای تشکیل خانواده است.
آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از کودک همسری ضربات جبران ناپذیری را بر روی زندگی دختران به‌ویژه بارداری‌های زیر ۱۸ سال، مرگ‌ومیر مادران، افسردگی، و بعضاً اقدام به خودکشی در کنار آسیب‌هایی مانند طلاق بازماندن از تحصیل و پایداری چرخه فقر فرهنگی و اقتصادی است.

بر اساس آمار منتشر شده بالغ بر ۹۵ هزار مورد طلاق زنان زیر ۱۹ 

سال در فاصله سال‌های ۹۰ تا ۹۴ ثبت شده که حدود ۵ هزار و 

۷۶۰ مورد از این طلاق‌ها مربوط به ازدواج‌هایی است که سن 

زوجین کمتر از ۱۵ سال است.

۱۳۹۸ آبان ۲, پنجشنبه

کودک آزاری؛ آزار جسمی پسر ۱۲ ساله توسط پدر در مشهد



خبرگزاری هرانا – اواخر شهریور ماه سال جارییک کودک ۱۲ ساله در پی شکنجه و آزار جسمی توسط پدرش، به کلانتری مراجعه کرده بود. با تشخیص مسئولین انتظامی و کارشناسان بهزیستی کودک به بهزیستی واگذار شده و برای پدرش پرونده قضایی تشکیل و دادگاه بدوی نیز برگزار شده است. کارشناسان بهزیستی در گزارش خود آورده اند که این کودک توسط پدرش با چوب و لوله مورد کتک کاری قرار گرفته است. گفتنی است پدر این کودک اکنون با قید وثیقه آزاد است و دادرسی این پرونده نیز ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، کودک ۱۲ ساله ای که توسط پدرش مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زندانی شده بود، شرح آنچه بر وی گذشته را با مراجعه به یکی از کلانتری های مشهد بازگو کرده است.

بر اساس این گزارش، پرونده این حادثه از ۳۰ شهریورماه، زمانی روی میز قاضی شعبه ۲۳۲ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد گشوده شد که نوجوان ۱۲ ساله ای هراسان خود را به کلانتری “آبکوه” رساند و به افسر نگهبان گفت: “در منزل مادربزرگم مهمان بودیم که مشخص شد شیر آب منزل آن ها خراب شده است. در این لحظه پدرم به من گفت به مغازه ابزارفروشی بروم و آچار را برای تعمیر شیر آب بیاورم. اما هنگام بازگشت از مغازه و در مسیر،یکی از بستگان نزدیکم که همراهم بود از من خواست با هم به کبابی برویم و کباب بخوریم! من هم پذیرفتم اما وقتی به منزل رسیدم پدرم با چوب و شلنگ مرا مورد ضرب و شتم قرار داد! او سپس دستان مرا با طناب بست و داخل همان اتاق زندانی کرد. من که به شدت ترسیده بودم دوباره به سراغم بیاید، طناب را باز کردم و از پنجره اتاق گریختم تا خودم را به کلانتری برسانم”.

در پی ادعاهای این نوجوان و آثار شکنجه و کودک آزاری که به وضوح بر بدنش نمایان بود، نیروهای انتظامی با دستور سرگرد محمدی (رئیس کلانتری آبکوه)، بلافاصله با مددکاران اجتماعی بهزیستی تماس گرفتند. دقایقی بعد گشت سیار مددکاران اورژانس اجتماعی، خود را به کلانتری رساندند و به بررسی موضوع پرداختند.

آثار هولناک ضربات شلنگ بر جسم این نوجوان و کبودی‌های سر و صورتش حکایت از یک کودک آزاری وحشتناک داشت.

کارشناس اورژانس اجتماعی در گزارش خود نوشت: “طی مصاحبه با کودک مذکور که «الف- و» نام دارد، مشخص شد او دو روز قبل توسط پدرش با چوب و لوله مورد کتک کاری قرار گرفته است، به طوری که آثار آن در سر، صورت و اندام های مختلف وی به وضوح نمایان است. این نوجوان به همراهیکی از بستگانش ۱۰ هزار تومان شام تهیه کرده‌اند و پدر وی با تصور این که پول را بدون اجازه از مغازه برداشته است به مدت دو روز او را به میله آهنی بسته و زندانی کرده بود که وی توانسته دست خود را باز و فرار کند”.

در پی اظهارنظرهای کارشناسی، بلافاصله ماموران انتظامی مراتب را به معاون دادستان مرکز خراسان رضوی اطلاع دادند. با صدور دستوری توسط قاضی جواد حسینی، اقدامات لازم برای مداوای کودک آسیب دیده و همچنین انتقال وی به یکی از مراکز بهزیستی صورت گرفت و بدین ترتیب پرونده کودک آزاری در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد مطرح شد. این پرونده سپس به شعبه ۲۳۲ دادسرای عمومی و انقلاب ارجاع شد و توسط قاضی “فرهمند نیا” مورد رسیدگی قرار گرفت.

ابتدا قاضی فرهمندنیا با صدور دستورات ویژه از نیروهای انتظامی خواست به بررسی های غیرمحسوس درباره این ماجرای تلخ بپردازند و کودک نیز به پزشکی قانونی معرفی شود.

پس از انجام تحقیقات مقدماتی، مادر این کودک نیز به قاضی پرونده گفت: “جمعه هفته قبل در منزل پدری همسرم بودیم که لوله آب آن ها خراب شد و پسرم به همراه یکی از بستگان نزدیک برای آوردن ابزار از مغازه بیرون رفت اما او از دخل مغازه پول برداشته بود و کباب خورده بودند که همسرم به او سیلی زد و پسرم را به درون اتاق برد تا تنبیه کند که بعد هم فرزندم از داخل اتاق فرار کرده و به کلانتری رفته بود”.

پدر۴۰ ساله این نوجوان نیز که به اتهام ایراد صدمه عمدی و کودک آزاری از سوی مقام قضایی به دادسرا احضار شده بود، در تشریح این ماجرا گفت: “من بین مردم فردی آبرودار هستم اما پسرم چند بار از مغازه و منزل سرقت کرده بود، او را بارها سرزنش کردم که با دوستان ناباب معاشرت نکند. من او را به خاطر مبلغی که برداشته بود تنبیه کردم اما نه به آن صورت که یک روز در بیمارستان شهید هاشمی نژاد بستری شود، من ضربه ای به سروصورت و شکم او نزدم. کسانی پسرم را به این روز انداخته اند که احتمالا قصد داشته اند از او زورگیری کنند”.

قاضی فرهمندنیا که اظهارات این مرد را با توجه به شواهد و دلایل مستند موجود و همچنین اظهارات مطلعان و شهود منطبق با حقیقت ماجرا نمی دید، قرار وثیقه سنگینی را برای متهم تعیین کرد که مرد ۴۰ ساله با سپردن وثیقه به دادسرا تا زمان محاکمه آزاد شد. کودک نیز اکنون دریکی از مراکز بهزیستی نگهداری می شود.

لازم به یادآوری است که در بهمن ماه ۹۷، حبیب الله مسعودی فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفته بود که طی سال گذشته حدود یک میلیون تماس با اورژانس اجتماعی۱۲۳ از سوی مردم گرفته شده که از این میان حدود ۱۱ هزار تماس در ارتباط با کودک آزادی بوده است.