۱۳۹۵ دی ۲۳, پنجشنبه
تعلیق 4 تشکل دانشجویی
در یک ماه اخیر شاهد حکم های سنگین هیات نظارت دانشگاه ها بر تشکلات دانشجویی بوده ایم.حکم هایی چون تعلیق تشکل ها و رد صلاحیت هیات های موسس در دانشگاههای سمنان،علامه، اصفهان، شهید رجایی و تعداد دیگری از دانشگاهها
یک زندانی پیش از پایان دادرسی در قزوین اعدام شده است
نصرت الله خزائی زندانی محکوم به اعدام زندان قزوین هفته گذشته درحالی اعدام شد که خانواده وی می گویند پرونده وی در دادستانی درحال بررسی بود و هنوز حکم اعدام وی قطعی نشده بود.
نصرت الله خزائی زندانی محکوم به اعدام زندان قزوین هفته گذشته درحالی اعدام شد که خانواده وی می گویند پرونده وی در دادستانی درحال بررسی بود و هنوز حکم اعدام وی قطعی نشده بود. در پیگیری های پس از اعدام، چندین مقام قضایی در دادستانی تهران به آنها گفته اند این زندانی نباید اعدام می شد. این پرونده می تواند مصداق دیگری از دغدغه مخالفان حکم اعدام باشد که بر غیرقابل جبران و بازگشت ناپذیر بودن آن تاکید دارند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سپیده دم روز سیزدهم دی ماه ۹۵، حکم اعدام یک زندانی با اتهام «حمل و نگهداری مواد مخدر» در زندان قزوین اجرا شد.
برادر این زندانی در گفتگو با گزارشگر هرانا توضیح داد: “برادرم سابقه ای نداشت، پرونده با درخواست ماده ۲۰ به تهران فرستاده شده بود و هنوز جوابی نیامده بود. از اول یعنی نهم اردیبهشت سال ۹۴ که پرونده به آنجا رفته هم گفته بودند این پرونده دوسال طول می کشد. از همان موقع نیز توقف حکم روی پرونده خورده بود.
به دادستانی برای پاسخ این درخواست زنگ زدم و گفتند پرونده برادرت هنوز در حال بررسی است و یکماه دیگر زنگ بزن. جواب دادم برادرم را اعدام کرده اند و امروز مراسم ختم هفتم است. پاسخ دادند چرا اعدام شده هنوز پرونده اینجا باز است و به قزوین ارسال نشده، نباید اعدام می شد. به چند اتاق و مقام دیگر نیز تلفن را وصل کرد و آنها نیز همین پاسخ را دادند. همه آنها گفتند نباید اعدام می کردند، روی این پرونده توقف حکم خورده است. دادستانی قزوین نبایستی بدون اجازه ما این کار را می کرد.”
“از تهران گفتند به دادستانی قزوین مراجعه کنم و بپرسم چطور پرونده ای که هنوز از تهران به قزوین فرستاده نشده، حکمش اجرا شده است.”
این عضو خانواده خزایی در مورد اینکه کدامیک از مقامات قضایی در تهران به وی چنین پاسخی داده اند، در ادامه گفت: “آقای حصاری نماینده سوم آقای لاریجانی در قوه قضائیه است و پرونده برادرم نزد ایشان بوده است. ابتدا منشی پاسخ داد و گفت در کامپیوتر درحال بررسی ثبت شده و هنوز جوابی برای اعدام داده نشده، به مقامات بالاتر خود وصل کرد، به سه اتاق وصل کرد و همگی همین نظر را داشتند که هنوز حکم قطعی او نیامده و نباید اعدام می شد.”
بردار نصرت الله خزائی در پایان تاکید کرد: “یکشنبه ملاقات حضوری رفتیم نه به ما و نه برادرم نگفته بودند که قرار است اعدام کنیم. روز دوشنبه ساعت ۶ صبح برادرم زنگ زد و گفت من را برای اعدام دارند می برند مگر پرونده من ماده ۲۰ نخورده بود؟ با داد و بیداد گفتم هنوز پرونده در دست بررسی است ولی برادرم گفت هرچه میگویم قبول نمی کنند و بعد از آن هم گوشی تلفن را از دستش گرفتند.”
مادر این زندانی نیز در گفتگو با این خبرگزاری گفت: “وقتی حکمش آمد رفتیم پیش امام جمعه و نماینده مجلس از همه نامه گرفتیم و برای ماده ۲۰ اقدام کردیم. شماره پرونده را به ما دادند و گفتند دو ماه یکبار برای گرفتن نتیجه زنگ بزنید. تا دو ماه قبل از اجرا هم گفتند در حال بررسی است. تا اینکه ساعت ۶ صبح زنگ زد گفت مامان منو برای اعدام می برند. هرچه گفتیم و اصرار کردیم فایده ای نداشت و اعدامش کردند. تا اینکه دیروز دوباره زنگ زدیم به تهران و گفتند مادر هنوز پرونده اش در حال بررسی است. چطور می شود که پرونده پسرم در نوبت بررسی بوده و اعدامش کردند.”
این مادر داغدار ادامه داد “دیگر زندگی برای ما نمانده، آن یکی پسرم هر روز داروی خودکشی می آورد، با این مصیبت چه کار کنیم همه همبندی هایش از زندان و بیرون زنگ میزنند و یا می آیند و عزاداری می کنند و می گویند حق پسرت اعدام نبود.”
خانم خرائی همچنین خاطرنشان کرد: “پنج سال و شش ماه پسرم زندان بود، رفتم پیش دادستان گفتم پسرم را نکشید، قرآن بردم، اما افاقه نکرد. من از شما و شما از خدا حق این پسرم را بگیرید. پنج سال و چهار ماه از تهران تا قزوین همه جا را سر زدم. ای کاش سر همه مارا می بریدند اما پسرم را اعدام نمی کردند. این مواد برای خودش هم نبود، اصلا خبر نداشت، قاضی خودش درجه تخفیف داده بود و نوشته بود حمل ناخواسته بوده، در دادنامه هم ذکر شده.”
“رفتم دادگاه گفتند برای شیشه است، گفتم ما ۱۰ ساله اینجا زندگی می کنیم شیشه کسی را نشکستیم، گفت مادر شیشه نشکانده، شیشه یک جور مواد است. پسرم گفت برای من نبوده، حبسش را کشیده ام و بیرون می آیم.”
مادر خانواده خزائی در پایان تصریح کرد: “اول برای کمیسیون عفو قبول نکردند اما دفعه دوم خود آقای انصاری دادستانی قزوین امضاء کرد، نماینده مجلس اینجا امضا کرد، امام جمعه هم امضا کرد. الان بروم پیش دادستان قزوین دیگر چه بگویم؟ در زندان پسرم کلاس قرآنش را قبول شده بود، همه ماموران و زندانی ها دوستش داشتند، هر بار ملاقات می رفتم حتی از من شناسنامه هم نمیخواستند، هر هفته به ما ملاقات حضوری میدادند چون پسرم حسن اخلاق داشت. از زندان زنگ می زدند پسرتان کلاس قران قبول شده برای افطاری به زندان دعوت شدیم.”هرانا 22 دی
۱۳۹۵ دی ۲۰, دوشنبه
امامجمعه نهاوند: غربیها به عیسی مسیح خیانت کردند
آخوند از هر ترفندی استفاده می نماید که جلوی پیش روی ادیان را بگیرد. نماینده ولیفقیه در اصفهان در اظهاراتی تند و تیز خطاب به آمریکایی ها گفته «مایه تأسف است که کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا میگفتند ما مسیحی هستیم.نمیدانند که مسیحیت واقعی چیست و ما دعا میکنیم که در نقشههای خبیثانه خود ناکام بشوند و از خداوند میخواهیم که به آنها عقل و حکمت بدهد تا بدانند که چگونه در راه الهی قدم بردارند.
در خطبههای نماز جمعه شهر نهاوند در استان همدان عنوان شده غربیها به عیسی مسیح خیانت کردند و با قلدری میخواهند به اهداف خود برسندعباسعلی مغیثی در خطبههای نماز جمعه نهاوند با اشاره به دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی و حمایت این کشور از اعتراضات پس انتخابات ریاست جمهوری در ایران گفته، «دشمنی با آمریکا و دیگر شیاطین مصداق وفای به عهد است».
او با طرح این ادعا که «آمریکا منشا اختلافات جهان اسلام است و انگلیس بدتر از آن است» گفته، «در دوران رژیم منحوس پهلوی این مهم بسیار مشهود بود و به نحوی بود که مردم به هم اطمینان نداشتند اما به حمدالله انقلاب و انقلابیون آمدند و تفکر اسلام بر همهجا حاکم شد و به برکت وحدت در جامعه امروز ایران اسلامی در مواجهه با تمامی فراز و نشیبها سربلند بیرون آمده است».
او با طرح ادعایی عجیب تاکید کرد، دنیای غرب به [حضرت] عیسی و مسیحیت خیانت کرده و همانطور که رهبری گفته اشکال عمده غرب این است که از معنویت دور شده و تنها با حکم زر زور زیور و قلدری میخواهد اهداف خود را پیش ببرد که قطعن این مهم آنها را روز به روز به زوال نزدیک میکند.
در خطبههای نماز جمعه شهر نهاوند در استان همدان عنوان شده غربیها به عیسی مسیح خیانت کردند و با قلدری میخواهند به اهداف خود برسندعباسعلی مغیثی در خطبههای نماز جمعه نهاوند با اشاره به دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی و حمایت این کشور از اعتراضات پس انتخابات ریاست جمهوری در ایران گفته، «دشمنی با آمریکا و دیگر شیاطین مصداق وفای به عهد است».
او با طرح این ادعا که «آمریکا منشا اختلافات جهان اسلام است و انگلیس بدتر از آن است» گفته، «در دوران رژیم منحوس پهلوی این مهم بسیار مشهود بود و به نحوی بود که مردم به هم اطمینان نداشتند اما به حمدالله انقلاب و انقلابیون آمدند و تفکر اسلام بر همهجا حاکم شد و به برکت وحدت در جامعه امروز ایران اسلامی در مواجهه با تمامی فراز و نشیبها سربلند بیرون آمده است».
او با طرح ادعایی عجیب تاکید کرد، دنیای غرب به [حضرت] عیسی و مسیحیت خیانت کرده و همانطور که رهبری گفته اشکال عمده غرب این است که از معنویت دور شده و تنها با حکم زر زور زیور و قلدری میخواهد اهداف خود را پیش ببرد که قطعن این مهم آنها را روز به روز به زوال نزدیک میکند.
۱۳۹۵ دی ۱۹, یکشنبه
سعید ملک پور، فارغ التحصل دانشگاه صنعتی شریف و محکوم به حبس ابد، ۸ سال زندان بدون مرخصی
مریم ملک پور، خواهر سعید ملک پور، زندانی و مهندس نرم افزار که از سال ۱۳۸۷ در زندان به سر می برد و به حبس ابد محکوم شده، به کمپین حقوق بشر در ایران گفت که به دلیل مخالفت سپاه، این زندانی سیاسی، ۸ سال از مرخصی محروم است.
مریم ملک پور گفت: «اوایل که درخواست مرخصی می دادیم از خود سعید گرفته تا وکیل و خانواده، دادستانی مخالفت می کرد. حالا اما هم دادستانی و هم رئیس زندان موافقت کرده اما سپاه مخالف است. از دادستانی گفته اند که با مرخصی موافق هستند اما نیاز به تایید سپاه است و سپاه هم که تایید نکرده است.»
سعید ملک پور، ۴۰ ساله، فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف و فعال سایبری دارای اقامت کانادا است. او در سال ۱۳۸۷ برای دیدار خانوادهاش از کانادا به ایران سفر کرد که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. سعید ملک پور به اتهام توهین به مقدسات که ادعا شد به دلیل مدیریت شبکه وب سایتهای پورنوگرافیک بوده در مهرماه سال ۱۳۸۹ از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد. او این اتهامات را رد کرده است. این حکم ۱۰ بهمن ماه ۱۳۹۰ از سوی دیوان عالی کشور تایید و برای اجرا به دایره اجرای احکام فرستاده شد. اما شهریور ماه ۱۳۹۲ حکم اعدام با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل شد.
مریم ملک پور، خواهر سعید ملک پور به کمپین گفت: «سعید از سال ۱۳۹۲ در بند ۸ زندان اوین زندانی است. تا دو سال پیش با اینکه در حال گذراندن محکومیت خود بود و باید به بند عمومی منتقل میشد، اما در بند ۲ الف سپاه زندانی بود. دو سال اول بازداشت در سلولهای انفرادی بود. یک سال به بند ۳۵۰ منتقل شد اما د دوباره به سوئیتهای دو نفره بند ۲ الف منتقل کردند و سه سال آنجا بود. نه ملاقات داشت و نه تلفن. وضعیت خیلی بدی بود که هر موقع بازجو اراده می کرد زنگ می زد و میگفت میتوانیم ملاقات کنیم و هرموقع هم نمیخواست ما از سعید بی خبر میماندیم. سال اول که او را به بند ۸ منتقل کردند هم اجازه ملاقات نمیدادند. برای هربار ملاقات کلی نامه نگاری و پیگیری میگردیم که بعد دو ماه مثلا ملاقات میدادند. میگفتند زندانی امنیتی است و نمیشود. سال دوم ولی مادرم اینقدر پی گیری کرد به این دفتر و آن دفتر رفت و نامه نوشت که الان ملاقاتهایش مثل بقیه زندانیان شده تلفن هم میتواند بزند و گاهی هم با من تماس میگیرد.»
او درباره وضعیت جسمی برادرش توضیح داد: «درباره وضعیت جسمیاش که به ما میگوید خوب است. اما در بند ۲ الف که بود سنگ کلیه گرفت. دکتر بیرون زندان نبردند. بهداری اوین کمکی نتوانست بکند و خوب نشد. من مجبور شدم با دکتر متخصص صحبت کنم و بگویم سعید چه مشکلی دارد. با تجویز دکتر برای سعید دارو گرفتم و خیلی به سختی توانستم بفرستم داخل زندان. اما وضعیت روحی اش مثل سابق نیست. سعی می کند خود را با منبت کاری و ورزش در زندان مشغول نگه دارد ولی وضعیت روحی اش خوب نیست.»
حکم سعید ملک پور از سال ۱۳۹۲ از اعدام به حبس ابد تغییر کرده است. وکیل او، محمود علیزاده طباطبایی اعلام کرده بود که سعید ملک پور مستحق اعدام نبوده و آنها در تلاش هستند که حکم حبس ابد را نیز به ۱۵ سال حبس کاهش دهند. مریم ملک پور، خواهر سعید ملک پور اما به کمپین گفت که تاکنون تقاضای اعاده دادرسی در پرونده برادرش نشده است.
او گفت: «وکلای سعید میخواستند تقاضای اعاده دادرسی بدهند. اما سعید شنیده بود که اگر چنین تقاضایی بدهند ممکن است سپاه بتواند حکم اعدام را برگرداند. برای همین چنین تقاضایی ندادهایم. اگر پرونده سعید دست سپاه نبود یا اگر از سپاه استعلام نمیکردند احتمال شکستن حکماش یا مرخصی آمدن اش بالا است. چون همه موافقت کردهاند. حتی دادستانی که مشکل ایجاد میکرد حالا دیگر کوتاه آمده اما سپاه دست بر نمیدارد و نمی گذارد مرخصی داده شود. سپاه اصلا از تغییر حکم سعید به حبس ابد خوشحال نیست و میخواستند سعید اعدام شود. برای همین سعید میترسد حتی تقاضای اعاده دادرسی بدهد.»
خواهر سعید ملک پور به کمپین گفت که حکم اعدام این زندانی سیاسی با تقاضای عفو از سوی مادر او شامل یک درجه تخفیف شده و تبدیل به حبس ابد شده است.
مریم ملک پور ساکن کشور کانادا است و از طریق دولت کانادا پی گیر پرونده برادرش است. او به کمپین گفت که دولت کانادا تاکنون هیچ کمکی به وضعیت برادرش که اقامت این کشور را دارد نکرده است. خواهر سعید ملک پور گفت: «دولت سابق کانادا یعنی دولت هارپر هم گزارش برای سعید تهیه و بیانیه منتشر کرد و هم یکسری مذاکرات با حکومت ایران انجام داد. حتی سعید را به عنوان شهروند کانادا خطاب کردند. اما دولت که عوض شد و لیبرالها سرکار آمدند، من ابتدا خیلی خوشحال بودم و خیلی نامهنگاری کردم اما هم از دفتر وزیر امور خارجه و هم از دفتر نخست وزیر فقط اظهار تاسف کردند و گفتند چون سعید شهروند نیست کاری نمیتوانیم بکنیم. البته به من با دستیار وزیر امور خارجه در دوماه پیش وقت ملاقات دادند. من برای ملاقات او به اتاوا رفتم ولی او هم گفت که چون سعید شهروند نیست خیلی دست ما باز نیست. ولی پی گیری میکنیم. من تا امروز ندیده ام که دولت کانادا کاری کرده باشد.»
تغییر دولت در ایران هم تغییری در وضعیت سعید ملک پور ایجاد نکرده است. مریم ملک پور به کمپین گفت: «دولت ایران هم عوض شد و آقای روحانی آمد، هیچ تغییری در وضعیت سعید ایجاد نکرد. همچنان وضعیت ما، کابوسی است که انگار تمامی ندارد. زندگی شخصی خود من از هم پاشید، برادرم سرطان گرفت، مادرم دیگر حالت عادی ندارد. هیچ کدام از ما آدمهای نرمال نیستیم و دیگر نخواهیم شد. فقط سعید نبود که زندگی اش به آتش کشیده شد، زندگی همه ما از هم پاشید و دیگر فکر نمی کنم بتوانیم برگردیم و آدم های عادی باشیم.»
خواهر سعید ملک پور گفت: «اوایل که تازه برای سعید کمپین درست کردیم، زیاد کسی دوست نداشت درباره به سعید حرف بزند و خودش را درگیر این مسائل کند. خیلی ها سعید را نمیشناختند و وقتی اعترافاتش را تلویزیون نشان داد و علیه سعید در رسانه ها نوشتند و تبلیغات خیلی خیلی بزرگی علیه سعید کردند خیلی ها دید منفی داشتند و فکر می کرددند سعید اینطوری است. سر این قضیه ما برخورد خوبی ندیدیم. حتی وقتی فیلم اعترافاتش در تلویزیون پخش شد خیلی از اعضای فامیل هم ارتباطات شان را با ما قطع کردند نه به خاطر اتهاماتی که به سعید زدند. به خاطر اینکه میترسیدند مشکلی برایشان پیش بیاید. مدتها طول کشید ما بتوانیم چهره واقعی سعید را نشان دهیم و آن هیولایی که از سعید ساخته بودند را پس بزنیم و نشان دهیم که دانشجوی دانشگاه شریف بوده، ادم حسابی بوده، دوستانی که داشت همه سر او قسم می خوردند تا حالا یک نکته منفی هم کسی نبوده از سعید بگوید چه دوستان قبلی سعید چه کسانی که در زندان با سعید بودند. خیلی طول کشید ما اینها را بتوانیم نشان دهیم. بعد هم که نامه شکنجه سعید منتشر شد تاثیرگذار بود و بالاخره توانستیم چهره درستی از سعید نشان دهیم.»
سعید ملک پور در ماه های نخست دستگیری در اعتراف تلویزیونی که از تلویزیون رسمی ایران پخش شد، ادعا کرد که در کانادا و با حمایت یک شرکت آمریکایی اقدام به تاسیس وبگاههای آویزون، ایران س… و ایکسپرشیا نموده است. با این حال پس از آن او در دادگاه بدوی اعترافش را رد کرد و گفت تحت فشار و شکنجه مجبور به چنین اعترافی شده است.
آقای ملک پور در اسفند ماه ۱۳۸۷ نامه تکان دهنده ای در شرح آنچه به او گذشته است، منتشر و اعلام کرد: «وقتی از من خواستند که در مقابل دوربین از خریداری یک نرمافزار از انگلستان و قرار دادن آن روی وبسایت خودم صحبت کنم و بگویم در صورت بازدید اشخاص از این سایت، این نرم افزار بدون آگاهی وی بر روی کامپیوتر او نصب شده و پس از آن کنترل وب کم کامپیوترش حتی زمانی که کامپیوتر خاموش است به دست من می افتد و به این ترتیب من از طریق اینترنت از اتاق خواب افراد فیلم تهیه میکردم. با این که من به بازجوها گفتم، چنین چیزی از نظر فنی امکانپذیر نیست، آنها پاسخ دادند کاری به این کارها نداشته باش.»
خواهر این زندانی سیاسی به کمپین گفت: «الان ۸ سال گذشته اما غیر از اعترافات دروغی که سعید علیه خود کرده هیچ مدرکی نه در دادگاه و نه به سعید ارائه نشده و هیچ چیزی علیه سعید در پرونده وجود ندارد. وکلای سعید هیچ چیزی ندیدهاند. اعترافات دروغین سعید تنها مبنای صدور حکم علیه او است آن هم اعترافاتی که زیر شکنجههای روحی و جسمی از او گرفته شده است. سعید دو سال تمام در انفرادی بود. شکنجه جسمی و روحی شد. خود انفرادی شکنجه است اما آنطور که سعید شکنجه جسمی شده من ندیده ام کسی بشود. خانواده اش را تهدید کردند. حتی به او گفته بودند خواهرت را میآوریم و جلوی چشمان تو به او تجاوز میکنیم. گفته بودند خواهرت سلول بغلیات است. سعید میگفت من صدای تو را میشنیدم. در حالیکه من هیچ وقت زندان نبوده ام.»
۱۳۹۵ دی ۱۸, شنبه
نگرانی جمهوری اسلامی از ترویج فرهنگ مسیحی در ایران
اکثر خریداران “درخت کریسمس” در ایران مسلمانان هستند!
رسم های رایج بین مسیحیان در برگزاری کریسمس هر ساله بیش از گذشته و با شوق فراوان در میان مسلمانان رایج می شود. «مسیحیها طبق رسوم یک بار درخت خریداری میکنند و بعد از چندین سال اگر درختشان مستهلک شود یا زوجی از خانواده جدا شوند درخت کریسمس جدید میخرند».
گرایش زیاد شهروندان غیرمسیحی ایرانی به فرهنگ مسیحی و سبک زندگی غربی جمهوری اسلامی را به شدت نگران کرده است.
در روزها گذشته رسانههای داخلی گزارش دادند که در ایران بیش از چهارهزار درخت کاج در ایام کریسمس خریداری شده، که بخش اعظم خریداران آن نه مسیحیان بلکه شهروندان مسلمان بودند که کریسمس و آغاز سال نوی میلادی را جشن گرفتند.
همزمان هزاران کاربر ایرانی در صفحات اجتماعی خود از اینستاگرام و تلگرام گرفته تا توئیتر تصاویر و سلفیهای فردی و خانوادگی خود را از درخت کریسمس و آذین بندیهای مخصوص این ایام منتشر کردند و استقبال زیادی از سنت های مسیحیان داشتند.
این موج رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی را نگران کرد و برای نظام قابل تحمل نبود، زیرا این امر خارج از تحمل و باور سران حکومتی است که مدعی اسلام ناب محمدی هستند و به همین جهت برای آنان پذیرفتنی نیست که شهروندانشان این چنین با ابعاد وسیع از یک فرهنگ مسیحی با سبک زندگی غربی پیروی کنند.
در میزگردی درخصوص این رویداد به سراغ دو جامعه شناس رفته و مسئله را با آنان در میان گذاشته است.
در مقدمه این میزگرد عنوان شده، «در کنار مسیحیان در ایران، بعضی غیرمسیحیها هم به برگزاری جشنی با درختهای کریسمس تزیینشده روی خوش نشان میدهند»، مسئول نشست گفته این روند در سالهای گذشته شدت گرفته و آن را باید در کنار استقبال از مراسم هالوین، ولنتاین و بسیاری از آداب و رسوم فرهنگها و کشورهای دیگر بگذاریم.
او از جامعهشناسان در این میزگرد پرسیده، «چقدر باید نگران این موضوع بود و آیا توجه نشان دادن به بخشی از فرهنگ کشورهای دیگر، خطرناک است؟ این توجه به انگارههای فرهنگی وارداتی را باید نشانه بحران هویت دانست یا موضوعی طبیعی است که میتوان به سادگی از کنار آن گذشت؟»
دکتر بهزاد دوران، جامعهشناس و معاون پژوهش پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و دکتر محمدرضا کلاهی، عضو علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به سوالات این رسانه پاسخ دادند و هر دوی آنها متفق بر این باور بودند که این مسائل گذراست و جای هیچ نگرانی نیست.
زیست در جامعه چند فرهنگی
دکتر دوران گفته، ما در جامعهای چندفرهنگی زندگی میکنیم که اقوام مختلفی با ادیان مختلف سابقه زندگی طولانی و مسالمتآمیز کنار هم دارند، بنابراین چنین تاثیرگذاریهای فرهنگی طبیعی است و نباید نگران آنها بود. من حتی فکر میکنم اگر جز این باشد جای نگرانی است.
اگر فرهنگها ایزوله و برکنار از همدیگر باشند و تاثیر و تاثر نداشته باشند، دقیقن آنجاست که اختلاف و گسیختگی پیش میآید. این برهم تاثیرگذاریها، نشانههای حداقلی یک حیات طبیعی امیدوارکننده است.
دکتر کلاهی نیز گفته نباید نگران انتقال این فرهنگ باشیم، در مقابل باید نگران باشیم فیلمهای کرهای و سریالهای ضعیف در تلویزیون که هر کدام میتواند بحران هویت ایجاد کند به ما هجوم آورده و جالب است که هیچ حساسیتی نسبت به آن وجود ندارد. او ادامه داد «به عقیده من این مسائل حتی مهمتر از برگزاری مراسمی مثل هالوین و کریسمس هستند و در حالی که حساسیت نسبت به آنها از بین رفته، میتوانند بسیار ضربهزنندهتر باشند. نگرانی از گسترش فرهنگ مسیحی و یا سبک زندگی غربی همواره دولت مردان و مرجعیت جمهوری اسلامی را نگران کرده است. این درحالیست که نظام در یک دوراهی قرار گرفته، از یک طرف مجبور است برای آنکه وانمود کند مسیحیان در ایران آزاد هستند شاخ و برگ مربوط به فعالیتهای تبلیغاتی ارامنه و آشوریانِ خودی را بزرگنمایی کند که بیخطرتر آن همین ظواهر کریسمس و آذینبندیها و عروسکهای بابانوئل است و از طرفی استقبال مردم از زیبایی و فرهنگ مسیحی آنها را نگران کرده و مقدمهای برای تغییر فرهنگ و تغییر دین آنها میداند.
رسم های رایج بین مسیحیان در برگزاری کریسمس هر ساله بیش از گذشته و با شوق فراوان در میان مسلمانان رایج می شود. «مسیحیها طبق رسوم یک بار درخت خریداری میکنند و بعد از چندین سال اگر درختشان مستهلک شود یا زوجی از خانواده جدا شوند درخت کریسمس جدید میخرند».
گرایش زیاد شهروندان غیرمسیحی ایرانی به فرهنگ مسیحی و سبک زندگی غربی جمهوری اسلامی را به شدت نگران کرده است.
در روزها گذشته رسانههای داخلی گزارش دادند که در ایران بیش از چهارهزار درخت کاج در ایام کریسمس خریداری شده، که بخش اعظم خریداران آن نه مسیحیان بلکه شهروندان مسلمان بودند که کریسمس و آغاز سال نوی میلادی را جشن گرفتند.
همزمان هزاران کاربر ایرانی در صفحات اجتماعی خود از اینستاگرام و تلگرام گرفته تا توئیتر تصاویر و سلفیهای فردی و خانوادگی خود را از درخت کریسمس و آذین بندیهای مخصوص این ایام منتشر کردند و استقبال زیادی از سنت های مسیحیان داشتند.
این موج رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی را نگران کرد و برای نظام قابل تحمل نبود، زیرا این امر خارج از تحمل و باور سران حکومتی است که مدعی اسلام ناب محمدی هستند و به همین جهت برای آنان پذیرفتنی نیست که شهروندانشان این چنین با ابعاد وسیع از یک فرهنگ مسیحی با سبک زندگی غربی پیروی کنند.
در میزگردی درخصوص این رویداد به سراغ دو جامعه شناس رفته و مسئله را با آنان در میان گذاشته است.
در مقدمه این میزگرد عنوان شده، «در کنار مسیحیان در ایران، بعضی غیرمسیحیها هم به برگزاری جشنی با درختهای کریسمس تزیینشده روی خوش نشان میدهند»، مسئول نشست گفته این روند در سالهای گذشته شدت گرفته و آن را باید در کنار استقبال از مراسم هالوین، ولنتاین و بسیاری از آداب و رسوم فرهنگها و کشورهای دیگر بگذاریم.
او از جامعهشناسان در این میزگرد پرسیده، «چقدر باید نگران این موضوع بود و آیا توجه نشان دادن به بخشی از فرهنگ کشورهای دیگر، خطرناک است؟ این توجه به انگارههای فرهنگی وارداتی را باید نشانه بحران هویت دانست یا موضوعی طبیعی است که میتوان به سادگی از کنار آن گذشت؟»
دکتر بهزاد دوران، جامعهشناس و معاون پژوهش پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران و دکتر محمدرضا کلاهی، عضو علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی به سوالات این رسانه پاسخ دادند و هر دوی آنها متفق بر این باور بودند که این مسائل گذراست و جای هیچ نگرانی نیست.
زیست در جامعه چند فرهنگی
دکتر دوران گفته، ما در جامعهای چندفرهنگی زندگی میکنیم که اقوام مختلفی با ادیان مختلف سابقه زندگی طولانی و مسالمتآمیز کنار هم دارند، بنابراین چنین تاثیرگذاریهای فرهنگی طبیعی است و نباید نگران آنها بود. من حتی فکر میکنم اگر جز این باشد جای نگرانی است.
اگر فرهنگها ایزوله و برکنار از همدیگر باشند و تاثیر و تاثر نداشته باشند، دقیقن آنجاست که اختلاف و گسیختگی پیش میآید. این برهم تاثیرگذاریها، نشانههای حداقلی یک حیات طبیعی امیدوارکننده است.
دکتر کلاهی نیز گفته نباید نگران انتقال این فرهنگ باشیم، در مقابل باید نگران باشیم فیلمهای کرهای و سریالهای ضعیف در تلویزیون که هر کدام میتواند بحران هویت ایجاد کند به ما هجوم آورده و جالب است که هیچ حساسیتی نسبت به آن وجود ندارد. او ادامه داد «به عقیده من این مسائل حتی مهمتر از برگزاری مراسمی مثل هالوین و کریسمس هستند و در حالی که حساسیت نسبت به آنها از بین رفته، میتوانند بسیار ضربهزنندهتر باشند. نگرانی از گسترش فرهنگ مسیحی و یا سبک زندگی غربی همواره دولت مردان و مرجعیت جمهوری اسلامی را نگران کرده است. این درحالیست که نظام در یک دوراهی قرار گرفته، از یک طرف مجبور است برای آنکه وانمود کند مسیحیان در ایران آزاد هستند شاخ و برگ مربوط به فعالیتهای تبلیغاتی ارامنه و آشوریانِ خودی را بزرگنمایی کند که بیخطرتر آن همین ظواهر کریسمس و آذینبندیها و عروسکهای بابانوئل است و از طرفی استقبال مردم از زیبایی و فرهنگ مسیحی آنها را نگران کرده و مقدمهای برای تغییر فرهنگ و تغییر دین آنها میداند.
۱۳۹۵ دی ۱۴, سهشنبه
جشن های سال نو میلادی با عدم حضور نوکیشان مسیحی در کلیساهای ایران برگزار شد
مسیحیان ارامنه ایران با حضور در کلیسای «سرکیس مقدس» تهران آغاز سال نو میلادی را جشن گرفتند، اما گزارشها حکایت از آن دارد که غیرمسیحیان اجازه حضور در این مراسم را پیدا نکردهاند.
به گزارش «محبت نیوز» ژرژیک ابرامیان، نماینده مسیحیان ارامنه جنوب ایران در مجلس شورای اسلامی به آناتولی مدعی گردید: «شرایط مسیحیان ایران عالی است. ما به عنوان پیروان مسیح نسبت به اقلیت های دینی در کشورهای دیگر هیچگونه محدودیتی نداریم».
او در مورد حضور مسیحیان ایران در مشاغل دولتی مدعی شده: «یک سری مشاغل خاص وجود دارد که به دین و مذهب ربط دارد و ما نمیتوانیم آنها را داشته باشیم».
به گفته او در دولت، بانکها، دانشگاهها، آموزش و پرورش، شرکت نفت و غیره مسیحیانی مشغول به کار هستند، اما مساله این است که مسیحیان علاقه به این مشاغل ندارند، زیرا درآمد چشمگیری ندارد و از طرفی مجبور هستند در مناسبات و مراسمهای خاص شرکت کنند. بنابراین ترجیح میدهند آن شغل را نداشته باشند.
پذیرش و باور این اظهارات قدری سخت می نماید چونکه کارمندان وزارت نفت و زیرمجموعهی آن و همینطور کارمندان بانک در ایران حقوق و مزایای خوبی دارند، اما حضور مسیحیان در این مشاغل با محدودیت روبه روست.
ابرامیان در بخش دیگری از این گفتگو ادامه داده، «مسیحیان علاقه دارند خودشان صاحب شغل باشند. این نوع سلیقه و تفکر اغلب مسیحیان ایران است که دوست دارند دنبال شغلی باشند که خودشان در مصدر کار باشند به همین دلیل در مشاغل مختلف خدماتی میبینید بهترین آنها متعلق به مسیحیان است».
در بخش دیگر ان گزارش آمده، غیرمسیحیان ایران اجازه ندارند در مراسم سال نو شرکت کنند و ورود آنها به کلیسا ممنوع است. گفته می شود این ممنوعیت از سوی حکومت و برای جلوگیری از تبلیغ مسیحیت در میان مسلمانان است.
در همین راستا و در چند سال اخیر برنامه های تعلیمی و کلاس هایی که به زبان فارسی برگزار می شد، ممنوع و از فعالیت کلیساهایی که مسیحیت را بشارت می دادند جلوگیری یا برخورد امنیتی شد.
مسیحیان ایران که جمعیتی حدود ۲۰۰ هزار نفر دارند همچون دیگر همکیشان خود در سراسر جهان در جشن آغاز سال نو میلادی شرکت کردند، درحالیکه غیرمسیحیان و حتی نوکیشان مسیحی که همان مسیحیان فارسی زبان می باشند اجازه ورود به کلیساها را نداشتند.
مسیحیان ایران در استان های آذربایجان شرقی و غربی، تهران، اصفهان، فارس، همدان، خوزستان ساکن هستند، اما بیشتر آنها در تهران زندگی میکنند اما با گسترش کلام و کار خداوند در ایران امروزه شاهد حضور نوکیشان مسیحی در تمامی نقاط ایران هستیم که هر روزه نیز بر تعداد آنان افزوده می شود.
شایان ذکر است که جمهوری اسلامی همواره برخوردی غیر منصفانه و غیر انسانی با نوکیشان مسیحی در ایران داشته است اما نکته ای که غیر قابل کتمان است، در اینجاست که گسترش مسیحیت در ایران رشدی باور نکردنی به خود گرفته و حکومت برای توقف آن چاره ای جز این نمی بیند تا فقط به روشهای سرکوب گرانه تکیه کند، به عبارتی دیگر ایدئولوژی فرسوده اسلامی در سطح جامعه ایرانی، سالهاست که به باور نسل امروز ایرانی مردود شده و پاسخگوی عطش سیری ناپذیر ایرانیان و بخصوص نسل جوان آن برای درک صحیح حقیقت و شناخت بهتر از کلام خداوند نیست.
به گزارش «محبت نیوز» ژرژیک ابرامیان، نماینده مسیحیان ارامنه جنوب ایران در مجلس شورای اسلامی به آناتولی مدعی گردید: «شرایط مسیحیان ایران عالی است. ما به عنوان پیروان مسیح نسبت به اقلیت های دینی در کشورهای دیگر هیچگونه محدودیتی نداریم».
او در مورد حضور مسیحیان ایران در مشاغل دولتی مدعی شده: «یک سری مشاغل خاص وجود دارد که به دین و مذهب ربط دارد و ما نمیتوانیم آنها را داشته باشیم».
به گفته او در دولت، بانکها، دانشگاهها، آموزش و پرورش، شرکت نفت و غیره مسیحیانی مشغول به کار هستند، اما مساله این است که مسیحیان علاقه به این مشاغل ندارند، زیرا درآمد چشمگیری ندارد و از طرفی مجبور هستند در مناسبات و مراسمهای خاص شرکت کنند. بنابراین ترجیح میدهند آن شغل را نداشته باشند.
پذیرش و باور این اظهارات قدری سخت می نماید چونکه کارمندان وزارت نفت و زیرمجموعهی آن و همینطور کارمندان بانک در ایران حقوق و مزایای خوبی دارند، اما حضور مسیحیان در این مشاغل با محدودیت روبه روست.
ابرامیان در بخش دیگری از این گفتگو ادامه داده، «مسیحیان علاقه دارند خودشان صاحب شغل باشند. این نوع سلیقه و تفکر اغلب مسیحیان ایران است که دوست دارند دنبال شغلی باشند که خودشان در مصدر کار باشند به همین دلیل در مشاغل مختلف خدماتی میبینید بهترین آنها متعلق به مسیحیان است».
در بخش دیگر ان گزارش آمده، غیرمسیحیان ایران اجازه ندارند در مراسم سال نو شرکت کنند و ورود آنها به کلیسا ممنوع است. گفته می شود این ممنوعیت از سوی حکومت و برای جلوگیری از تبلیغ مسیحیت در میان مسلمانان است.
در همین راستا و در چند سال اخیر برنامه های تعلیمی و کلاس هایی که به زبان فارسی برگزار می شد، ممنوع و از فعالیت کلیساهایی که مسیحیت را بشارت می دادند جلوگیری یا برخورد امنیتی شد.
مسیحیان ایران که جمعیتی حدود ۲۰۰ هزار نفر دارند همچون دیگر همکیشان خود در سراسر جهان در جشن آغاز سال نو میلادی شرکت کردند، درحالیکه غیرمسیحیان و حتی نوکیشان مسیحی که همان مسیحیان فارسی زبان می باشند اجازه ورود به کلیساها را نداشتند.
مسیحیان ایران در استان های آذربایجان شرقی و غربی، تهران، اصفهان، فارس، همدان، خوزستان ساکن هستند، اما بیشتر آنها در تهران زندگی میکنند اما با گسترش کلام و کار خداوند در ایران امروزه شاهد حضور نوکیشان مسیحی در تمامی نقاط ایران هستیم که هر روزه نیز بر تعداد آنان افزوده می شود.
شایان ذکر است که جمهوری اسلامی همواره برخوردی غیر منصفانه و غیر انسانی با نوکیشان مسیحی در ایران داشته است اما نکته ای که غیر قابل کتمان است، در اینجاست که گسترش مسیحیت در ایران رشدی باور نکردنی به خود گرفته و حکومت برای توقف آن چاره ای جز این نمی بیند تا فقط به روشهای سرکوب گرانه تکیه کند، به عبارتی دیگر ایدئولوژی فرسوده اسلامی در سطح جامعه ایرانی، سالهاست که به باور نسل امروز ایرانی مردود شده و پاسخگوی عطش سیری ناپذیر ایرانیان و بخصوص نسل جوان آن برای درک صحیح حقیقت و شناخت بهتر از کلام خداوند نیست.
۱۳۹۵ دی ۱۲, یکشنبه
«شیعه انگلیسی» و «مسیحیت آمریکایی» میدانی برای بقای ولایت فقیه
جمهوری اسلامی همانطور که در میدان سیاسی به یک دشمن همیشگی نیاز دارد، در حوزهی دینی هم نیاز به تهدید و خطر همیشگی دارد تا در آن حیات «شیعه انقلابی» را تضمین کند.
به گزارش«محبتنیوز» مراسم اختتامیه ششمین دوره جشنواره کتاب دین و پژوهشهای برتر روز چهارشنبه هشتم دی ماه در تهران برگزار شد. سخنران اصلی این مراسم، فرامرز رفیعپور، از جامعه شناسان نزدیک به حکومت بود که درباره «اهمیت نظرات روحانیت در سازماندهی جامعه» صحبت کرد و به سازمان تبلیغات اسلامی پیشنهاد داد آن دسته حوزویان با سواد مثل «خسروشاهی» را جمع کنید و از نظرات آنها استفاده کنید.
او توصیه کرد که مهم نیست که موضع سیاسی آنها چه باشد، مهم این است که نظر روحانیت و طلاب در سازماندهی جامعه بسیار مهم است.
این جامعه شناس در بخشی از سخنانش مدعی شد، که غرب و مسیحیت از انقلاب اسلامی وحشت دارند. او تاکید کرده، «اسلام دوبار به اروپا و مسیحیت صدمه زده بود؛ یکبار از طرف جنوب و اندلس، یکبار هم از طرف عثمانی».
او عنوان کرد، چون بنیانگذار انقلاب اسلامی در مقابل مستکبران ایستاد آنها تصمیم گرفتند ضد ایران بسیج شوند و گفتند باید نظام مذهبی در مقابل حکومت قرار بگیرد.
در واقع این جامعه شناس، کارکرد مسیحیت را تقابل با انقلاب اسلامی میداند. از این رو تاکید کرده، حکومت اسلامی باید از فضلا و طلاب حمایت کند تا حول محور ولایت فقیه منسجم شوند.
“رو در رو قرار دادن ولایت فقیه و مسیحیت در حالی است که جمهوری اسلامی و علما و فضلای حوزه، مسیحیان را به دو گروه خوش خیم و بدخیم تقسیم کرده اند.
دسته خوش خیم همان گروه مسیحیانی هستند که زاویهای با جمهوری اسلامی ندارند و فارغ از آنکه متعلق به کدام گرایش و اندیشه هستند، همین که دست در دست جمهوری اسلامی داشته باشند و در فرآیند سیاسی مدیحه گوی انقلاب باشند، مورد تایید هستند.
اما آندسته مسیحیانی که مطالباتی اعم از حقوق اقلیتها، آزادی مذهبی، آزادی اندیشه و لزوم برقراری عدالت و امنیت طبق قانون اساسی داشته باشند، همانهایی هستند که ( به گفته آنان) از جانب غربیها خط میگیرند که جاسوس و هدفشان تهدید امنیت ملی است و عاقبتشان زندان و سرکوب.
همچنان که جمهوری اسلامی شیعه را به دو دسته شیعه جعفری و شیعه انگلیسی تقسیم کرده، مسیحیت را هم به دستههایی تقسیم کرده که یک سر آن خودیها هستند و سر دیگرش غربی ها.
این تفکیک به جمهوری اسلامی فرصت میدهد که به گروه دوم نگاه امنیتی داشته باشد. یعنی در فضایی مشوش و مبهم حس تقابل بین دو قطبی «شیعهی جعفری – مسیحیت آمریکایی» را روز به روز بیشتر کند.
همچنان که مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران در سخنانی در مسجد «الجواد» کرج گفته:« آمریکا، انگلیس، اسرائیل طالب مسیحیت هستند و برای آنان و و دیگر کشورهای اروپایی دین اسلام خطرناک است».
همانطور که جمهوری اسلامی در میدان سیاسی برای ادامه حیات خود نیاز به یک دشمن همیشگی دارد تا توجیهی برای ادامه رفتارهای رادیکال و انقلابی داشته باشد، در میدان دین و اعتقادات مذهبی هم نیاز به دشمن دارد. دشمنی که یکی از اصلیترین آنها مسیحیت است.
به باور جمهوری اسلامی «مسیحی مطالبهگر» که به حقوق مدنی و قانونی خود آشناست، در زمره مسیحیان آمریکایی و غربی هستند. در واقع یکی از دلایل اصلی مسیحیت ستیزی جمهوری اسلامی نیاز به زیست در چنین فضای متشنجی است.
به گزارش«محبتنیوز» مراسم اختتامیه ششمین دوره جشنواره کتاب دین و پژوهشهای برتر روز چهارشنبه هشتم دی ماه در تهران برگزار شد. سخنران اصلی این مراسم، فرامرز رفیعپور، از جامعه شناسان نزدیک به حکومت بود که درباره «اهمیت نظرات روحانیت در سازماندهی جامعه» صحبت کرد و به سازمان تبلیغات اسلامی پیشنهاد داد آن دسته حوزویان با سواد مثل «خسروشاهی» را جمع کنید و از نظرات آنها استفاده کنید.
او توصیه کرد که مهم نیست که موضع سیاسی آنها چه باشد، مهم این است که نظر روحانیت و طلاب در سازماندهی جامعه بسیار مهم است.
این جامعه شناس در بخشی از سخنانش مدعی شد، که غرب و مسیحیت از انقلاب اسلامی وحشت دارند. او تاکید کرده، «اسلام دوبار به اروپا و مسیحیت صدمه زده بود؛ یکبار از طرف جنوب و اندلس، یکبار هم از طرف عثمانی».
او عنوان کرد، چون بنیانگذار انقلاب اسلامی در مقابل مستکبران ایستاد آنها تصمیم گرفتند ضد ایران بسیج شوند و گفتند باید نظام مذهبی در مقابل حکومت قرار بگیرد.
در واقع این جامعه شناس، کارکرد مسیحیت را تقابل با انقلاب اسلامی میداند. از این رو تاکید کرده، حکومت اسلامی باید از فضلا و طلاب حمایت کند تا حول محور ولایت فقیه منسجم شوند.
“رو در رو قرار دادن ولایت فقیه و مسیحیت در حالی است که جمهوری اسلامی و علما و فضلای حوزه، مسیحیان را به دو گروه خوش خیم و بدخیم تقسیم کرده اند.
دسته خوش خیم همان گروه مسیحیانی هستند که زاویهای با جمهوری اسلامی ندارند و فارغ از آنکه متعلق به کدام گرایش و اندیشه هستند، همین که دست در دست جمهوری اسلامی داشته باشند و در فرآیند سیاسی مدیحه گوی انقلاب باشند، مورد تایید هستند.
اما آندسته مسیحیانی که مطالباتی اعم از حقوق اقلیتها، آزادی مذهبی، آزادی اندیشه و لزوم برقراری عدالت و امنیت طبق قانون اساسی داشته باشند، همانهایی هستند که ( به گفته آنان) از جانب غربیها خط میگیرند که جاسوس و هدفشان تهدید امنیت ملی است و عاقبتشان زندان و سرکوب.
همچنان که جمهوری اسلامی شیعه را به دو دسته شیعه جعفری و شیعه انگلیسی تقسیم کرده، مسیحیت را هم به دستههایی تقسیم کرده که یک سر آن خودیها هستند و سر دیگرش غربی ها.
این تفکیک به جمهوری اسلامی فرصت میدهد که به گروه دوم نگاه امنیتی داشته باشد. یعنی در فضایی مشوش و مبهم حس تقابل بین دو قطبی «شیعهی جعفری – مسیحیت آمریکایی» را روز به روز بیشتر کند.
همچنان که مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران در سخنانی در مسجد «الجواد» کرج گفته:« آمریکا، انگلیس، اسرائیل طالب مسیحیت هستند و برای آنان و و دیگر کشورهای اروپایی دین اسلام خطرناک است».
همانطور که جمهوری اسلامی در میدان سیاسی برای ادامه حیات خود نیاز به یک دشمن همیشگی دارد تا توجیهی برای ادامه رفتارهای رادیکال و انقلابی داشته باشد، در میدان دین و اعتقادات مذهبی هم نیاز به دشمن دارد. دشمنی که یکی از اصلیترین آنها مسیحیت است.
به باور جمهوری اسلامی «مسیحی مطالبهگر» که به حقوق مدنی و قانونی خود آشناست، در زمره مسیحیان آمریکایی و غربی هستند. در واقع یکی از دلایل اصلی مسیحیت ستیزی جمهوری اسلامی نیاز به زیست در چنین فضای متشنجی است.
اشتراک در:
پستها (Atom)