۱۳۹۸ فروردین ۲۱, چهارشنبه

مرگ مشکوک 7 راس قوچ و میش در مازندران


ساری-ایرنا- هفت راس قوچ و میش درارتفاعات بلده در شهرستان نور در غرب مازندران به دلیل نامعلومی تلف شدند.
به گزارش خبرنگار ایرنا، تلف شدن هفت راس قوچ و میش در ارتفاعات بلده در شهرستان نور و یک راس شوکا( گوزن کوچک بومی) در پارک ملی پابند در شرق مازندران، پس از سیل و برف فروردین ماه علاقه مندان محیط زیست را نگران کرد.
اداره حیات وحش محیط زیست مازندران پس از آگاهی از تلف شدن این تعداد جانوران وحشی تحت حفاظت برای جلوگیری از انتشار احتمالی بیماری نسبت دفن اصولی آن اقدام کرد و نمونه هایی از این جانوران را برای کشف علت مرگ و میر به آزمایشگاه ارسال کرد.
***
سرما متهم اول مرگ و میر
رئیس اداره حیات وحش اداره کل محیط زیست مازندران دلیل اولیه مرگ و میر هشت راس قوچ و میش و شوکا را در ارتفاعات بلده و پارک ملی پابند را سرمازدگی ناشی از بارش شدید باران و برف در کاهش دما در اوایل فروردین ماه بیان کرد.
کوروس ربیعی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا گفت: برای اطمینان بخشی از عدم تلف شدن این حیوانات براثر بیماری، نمونه های از آنها برای بررسی به آزمایشگاه فنی دامپزشکی ارسال شده است.
وی افزود: علاوه بر آن با کمک مردم منطقه نسبت به دفن اصولی لاشه حیوانات تلف شده اقدام شد تا از انتشار احتمالی بیماری جلوگیری شود.
***
قوچ اوریالOvisorientalisarkal
قوچ و میش هایی که در ارتفاعات مازندران زندگی می کنند از نوع اوریال بزرگ ترین قوچ میش های ایران محسوب می شوند که نرها شاخ‌های بلند و حلزونی شکل دارند که به طرف پهلوی صورت و روبه جلو خمیدگی دارد.
ماده ها شاخ‌های کوتاهی دارند و از ویژگی‌های دیگر این قوچ‌ها وجود موهای بلند و سفید رنگی در ناحیه زیر گردن و سینه است. موهای پشت در تابستان کوتاه به رنگ زرد شنی و در زمستان بلند و قهوه‌ای رنگ است. زیر شکم و کفل‌ها سفیدند و طول سروتنه حدود 150 سانتی‌متر، دم15 سانتی‌متر، ارتفاع 100 سانتی‌متر، وزن 25 تا 85 کیلوگرم می رسد و از نظر پراکندگی درنواحی مرزی واقع در شرق و شمال خراسان تا مناطق کوهستانی استان‌های سمنان و مازندران است و درحال حاضر بیشترین تعداد قوچ‌اوریال در پارک ملی تندوره و پارک ملی گلستان وجود دارد.
در چند روز گذشته تلف شدن 160 راس قوچ و میش اوریال از پارک ملی گلستان نیز گزارش شده است.



علیرضا جهان‏بین


گلرخابراهیمیایراییآزادشد


گلرخ ابراهیمی ایرایی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین دقایقی پیش از زندان آزاد شد. علیرغم پایان یافتن دوره محکومیت با توجه به اینکه پرونده دیگری علیه این فعال مدنی در دوره زندان مفتوح شده است این آزاد همراه با تودیع قرار صورت گرفته است.
به گزارش  ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز دوشنبه ۱۹ فروردین‌ماه ۹۸، گلرخ ابراهیمی ایرانی، کنشگر مدنی محبوس در بند زنان زندان اوین با پایان دوران محکومیت آزاد شد.

گلرخ ابراهیمی ایرایی دقایقی پیش با پایان دوران محکومیت از بابت پرونده اول خود و تودیع قرار کفالت ۶۰ میلیون تومانی از بابت پرونده دیگری که در دوران حبس علیه وی مفتوح شده است آزاد شد.

خانم ایرانی در تاریخ ۱۵ شهریور سال ۹۳ به همراه همسرش آرش صادقی بازداشت و دو روز در خانه امن سپاه نگهداری و سپس بعد از تحمل ۲۰ روز سلول انفرادی در بند ۲-الف سپاه با تودیع وثیقه ۸۰ میلیون تومانی آزاد شد.
ماموران سپاه ثارالله در تاریخ سوم آبان ماه سال ۹۵ بدون احضاریه کتبی جهت اجرای حکم حبس بازداشت کردند. قاضی صلواتی وی را درحالی که در بیمارستان تحت عمل جراحی بود، به طور غیابی به اتهامات “توهین به مقدسات، اجتماع و تبانی علیه نظام” به ۶ سال حبس محکوم کرد که این حکم با اعمال ماده ۱۳۴ به ۵ سال کاهش یافت و بعد از مدتی شامل عفو شده و به ۲ سال و نیم تقلیل پیدا کرد.

این کنشکر مدنی همزمان با تحمل حبس در بند زنان زندان اوین با گشایش پرونده جدیدی روبرو شده که این پرونده نیز در شعبه ۵ دادسرای اوین در حال بررسی است.

لازم به یادآوری است همسر این زندانی، آرش صادقی نیز هم اکنون در حال تحمل حبس در زندان رجایی شهر کرج است.
وی از مهرماه سال ۹۶ از زندان اوین به این زندان تبعید شده و از چندی پیش به دلیل ابتلا به نوع بدخیم سرطان استخوان به نام کندروسارکوما با تاخیر بسیار مورد عمل جراحی خارج کردن تومور از ناحیه دست راست قرار گرفت و درمان این زندانی به دلیل تعجیل تعمدی مسئولین زندان برای بازگرداندن او به زندان نیمه تمام ماند.
آقای صادقی علاوه بر عفونت شدید ناحیه جراحی شده، تورم و کبودی و از بین رفتن عصب های حسی دست راست، به دلیل عدم رسیدگی مناسب پزشکی دچار مشکلات قلبی و فشار خون بالا نیز شده است. آرش صادقی همچنین به دلیل اثرات اعتصاب غذای طولانی از مدت‌ها قبل دچار مشکلات گوارشی شده و در هضم هر نوع غذا به غیر از سوپ و غذاهای آبکی ناتوان است.


جلسهدادگاه۹فعالمدنیبرگزارمیشود

جلسهدادگاه۹فعالمدنیبرگزارمیشود
روز چهارشنبه جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۹ تن از فعالان مدنی بازداشت شده در ۱۲ بهمن ماه ۹۶ که با تودیع قرار آزاد شده بودند، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار می شود.
به نقل از ایرنا، روز چهارشنبه ۲۱ فروردین ماه ۱۳۹۸، جلسه رسیدگی به اتهامات ۹ فعال مدنی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار خواهد شد.
ابوذر نصراللهی، وکیل مدافع یکی از این فعالان مدنی در این باره گفت: این افراد در کیفرخواستی که از سوی دادسرا صادر و به دادگاه ارسال شده، به “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی از طریق ارتباط با گروهگ ضد انقلاب”، “فعالیت به نفع گروه ها و سازمان های مخالف نظام” و “فعالیت تبلیغی علیه نظام” متهم شده اند.
وی گفت: بهنام موسیوند، سعید اقبالی، نادر افشاری، محمود معصومی، شقایق محکی، داریوش آبدار (زند)، مژگان لعلی، سعید صیفی (سیفی جهان) و شیما بابایی متهمان این پرونده هستند.
به گفته نصراللهی تمام متهمان این پرونده به جز بهنام موسیوند که با قرار کفالت آزاد شد، پس از چند ماه بازداشت با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند.
باتوجه به عدم حضور تعدادی از متهمان پرونده در داخل کشور مشخص نیست روند دادرسی به این پرونده چگونه خواهد بود.
لازم به یادآوری است این فعالین مدنی در تاریخ ۱۲ بهمن ماه سال ۹۶ در نقاط مختلف ایران توسط نیرو های امنیتیبازداشت شده بودند.
این افراد برای روز یکشنبه مورخ ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ برای ارایه آخرین دفاع به شعبه ۶ دادسرای اوین (مقدسی)احضار شده بودند. و از میان آنها محمود معصومی، نادر افشاری، سعید اقبالی، سعید سیفی جهان، مژگان لعلی و شقایق محکی در دادسرا حاضر شدند و به دفاع از خود پرداختند
.


خانه احمد شاملو در معرض تخریب قرار دارد


خانه تاریخی احمد شاملو واقع در خیابان ویلا در تهران در معرض تخریب قرار داد. از پنجره‌های از جا درآمده این خانه سه طبقه چند ماهی است صدای پتک می‌آید. این در حالی است که اداره میراث فرهنگی تهران به شهرداری نامه نوشته و اعلام کرده است که به دلیل ارزش معماری این بنا، درآوردن پنجره هایش غیرقانونی و تخریبش ممنوع است.
به نقل از روزنامه شهروند، خانه احمد شاملو در کوچه خسرو که زمانی میعادگاه وی با آیدا سرکیسیان بود در معرض تخریب یا نوسازی قرار دارد. مهدی معمارزاده، کارشناس معماری اداره میراث فرهنگی در این باره می‌گوید: “جدا از این‌که شاملو در این خانه زندگی می‌کرده، معماری این ساختمان ارزشمند است و اجازه تخریب آن را نخواهیم داد”. بر اساس گفته‌های او خانه اجاره‌ای شاملو، پهلوی است و ساخت آن برمی‌گردد به دهه ٣٠.
یادگارهای شخصیت‌های فرهنگی بسیاری در گوشه‌گوشه شهر فراموش شده است؛ مثل خانه نیمایوشیج دردزاشیب که مخروبه شده، مثل خانه فروغفرخزاد درکوچهاعرابیکهتخریبشدودوستدارانمیراثفرهنگیماه‌هاتلاشکردندتادست‌کمجلویتخریبخانهپدری‌اشرابگیرند. حالاهمپنجره‌هایخانهپهلویکوچهخسروراازچارچوبدرآورده‌اند؛خانه‌ایبا«دوخشتازاشکودوخشت از خنده».
بر اساس گزارش شهروند، شاملو پس از ترک خانه‌ خیابان خردمند جنوبی، مدتی در این خانه زندگی می‌کرد و درست همین خانه نزدیک یک‌سال میعادگاه او و آیدا بود. همسایه‌ها کمتر می‌دانند اما آیدا سرکیسیان (همسر شاملو) در یکی از مصاحبه‌هایش داستانی از دیوارهای این خانه روایت کرده است: «شب پیش شاملو در خانه‌ مادرش بودم. تابستان بود و در غروبش باران عجیبی هم بارید. فردا که به خانه‌ آنها رفتم، او نبود. نشستم روی تختش که کنار دیوار بود و پشت به دیوار. ناگهان برگشتم دیدم با مداد روی دیوار شعری نوشته شده با اسم آیدا در آینه که تاریخ و امضا هم دارد. متحیر شده بودم و حال عجیبی داشتم. ناگهان وارد شد. نگاهش کردم! گفت بخوان. شعر که می‌نوشت من باید با صدای بلند می‌خواندم. خیلی عادی گفت دیشب بیدار شدم، خواستم بنویسم دیدم کاغذ نیست. روی دیوار نوشتم. آن شعر بدون هیچ تغییری در کتاب چاپ شد.» (گفت‌وگو با روزنامه شرق)
مهدی معمارزاده، کارشناس معماری اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تهران خانه شاملو را می‌شناسد: «همانی که نبش جنوبی کوچه خسرو است؛ خانه‌ای سه‌طبقه آجری که پنجره‌هایش را هم برداشته‌اند تا خرابش کنند.» به گفته او از چند روز پیش معاونت میراث فرهنگی بنا بوده نامه‌ای به شهرداری بفرستد تا جلوی تخریب این خانه را بگیرد.
معمارزاده می‌گوید: «جدا از این‌که شاملو در این خانه زندگی می‌کرده، معماری این ساختمان ارزشمند است و اجازه تخریب آن را نخواهیم داد. از طرف دیگر هنوز مستنداتی هم مبنی بر این‌که این‌جا خانه شاملو بوده است، نداریم و به دنبال جمع‌آوری این مستندات هستیم. اما حتی برداشتن پنجره‌های این خانه هم کاری غیرقانونی بوده. ما برای جلوگیری از تخریب این خانه به شهرداری تهران نامه خواهیم زد».
این‌طور که کارشناس اداره میراث فرهنگی تهران می‌گوید، خانه اجاره‌ای شاملو، پهلوی است و ساخت آن برمی‌گردد به دهه ٣٠. او اشاره می‌کند به مراسمسالگردشاملو درامامزادهطاهرکرجکهچندباریازبرگزاری‌اش ممانعت شدهویادمی‌کندازاین‌کهتاسال‌هاپیشسختبودازخانهفروغفرخزادهمحرفبزنیم.
یکی از مستندات حضور شاملو در خانه خیابان خسرو، روایت‌های آیداست. او‌ سال ٨٧ در گفت‌وگویی با روزنامه اعتماد دراین‌باره صحبت کرده بود.
“«کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود/ انسان با نخستین درد/ درمنزندانیستمگریبودکهبهآواززنجیرشخونمی‌کرد-/ منبانخستین نگاه تو آغاز شدم.» عاشقانه‌ای به نام «آیدا در آینه». نخستین باری که شاملو این شعر را برایتان خواند به یاد می‌آورید؟
امکان دارد به یاد نداشته باشم؟ «آیدا در آینه» را که نوشت، در خانه خیابان ویلا با مادر و خواهرهایش زندگی می‌کرد. یک روز ١١ صبح رفتم خانه‌شان، خودش خانه نبود. رفتم به اتاقش. تختش گوشه اتاق بود و کنار آن میزی گذاشته بود. روی تخت نشستم و آیدا در آینه را روی دیوار دیدم، با خطی زیبا، با مداد و بدون قلم‌خوردگی، مرتب روی گچ دیوار سپید نوشته شده بود. حیران شده بودم. ناگهان آمد تو، دید دارم شعرش را می‌خوانم.
واکنش شاملو در آن لحظه چه بود؟ (آیدا با حرارت به این سوال پاسخ می‌دهد.)
گفت دیشب یکهو بیدار شدم و خواستم شعر بنویسم، کاغذ دم‌دستم نبود روی دیوار نوشتم.
بعد از آن روز هیچ وقت به آن خانه رفته‌اید؟ آیا آن شعر هنوز هم روی دیوار است؟
بعد از آن‌که ازدواج کردیم و مادرشان هم از آن‌جا رفتند، دیگر توی آن خانه نرفته‌ام. فقط از جلوی‌اش رد شده‌ام. از سرنوشت آن دیوار هم خبری ندارم. اما افسوس می‌خورم که چرا آن تکه از گچ دیوار را برنداشتم. می‌شد دیوار را با کاهگلش کند و جایش را به سادگی پر کرد. اتفاق عجیبی بود که هنوز ذهنم را درگیر می‌کند. کل ماجرای «آیدا در آینه» غریب بود. اول از من خواست بخوانم، اما خودش با آن صدای بی‌نظیرش برایم خواند؛ لبانت به ظرافت شعرچاپکهشدیککلمههمازشعرعوضنشد. بعد،ازمنمی‌پرسندشاملوراچگونهدوستداشتی”.
خانه را برای مزایده گذاشته بودند.
در ادامه این گزارش آمده است: صبح روز گذشته یکی از کاربران توییتر، عکسی از خانه شاملو در خیابان ویلا منتشر کرد و نوشت: «این خانه اجاره‌ای احمد شاملو در خیابان ویلا ابتدای کوچه خسرو است که همین‌طور سال‌ها متروک و بلااستفاده افتاده است. گویا از املاک یک وزارتخانه است. خانه طبقه دوم که در اوج عاشقی یک روز آیدا به آن سر می‌زند و می‌بیند که شاملو بدون کاغذ «آیدا در آینه» را بر دیوار آن نوشته است.» بعد از این توییت، یکی از کاربران از تملک وزارت نیرو بر این بنا نوشت: «این ساختمان متعلق به شرکت توسعه منابع آب و نیرو از شرکت‌های زیرمجموعه وزارت نیرو بود. دقیقا خاطرم نیست از کی به این شکل متروکه شده، ولی تا حدود‌ سال ٨۴ ساختمان واحد کارگزینی شرکت آب و نیرو بود.» یکی دیگر از این‌که چند ماه پیش این خانه را به مزایده گذاشته بودند، نوشت و دیگری از این‌که «عده‌ای معتاد و آدم عجیب‌وغریب» در آن زندگی می‌کنند و «از بهمن ماه ٩٧ هرازگاهی صدای پتک از آن شنیده می‌شود».
دوستداران شاعر، چند سالی است که برنامه گردشگری می چینند و رد پای شاعر را در تهران دنبال می کنند. «شاملو گردی» آنها از خیابان صفی علیشاه آغاز می شود؛ محله ای که بامداد در آن متولد شد و دفتر مجله خوشه (به سردبیری شاملو) هم آنجا بود در دهه ۴٠. البته بی آنکه اثری از خانه شماره ۱۳۴ (زادگاه الف.بامداد)، کتابفروشی صفی‌علیشاه و دفتر مجله خوشه باقی مانده باشد. مسیر تور فرهنگی احمد شاملو می رود تا خیابان آ شیخ هادی، کوچه وزیری (سخنور)، خانه سابق عین.پاشایایی، دوست نزدیک شاملو که در سال ۵٧ وقتی شاملو و آیدا از لندن بازمی گردند چند ماهی مهمان او می شوند تا خانه ای اجاره کنند. شاملوگردیبهکافهنادریمی‌رسد. جاییکهبهسیاقروشنفکراندیگرپیشازانقلاب،پاتوقبامدادهمبوده. مقصدبعدیدوستدارانشاعرخانه‌ایاستدرخیابانخردمندجنوبیکهنخستیندیداربامدادوآیدادربهارسال١٣۴١ همانجا اتفاق می افتد. راه آنها تا دو خانه در خیابان خردمند ادامه پیدا می‌کند؛ یکی با نمای آجری که خانه آیدا بوده و دیگری در همسایگی اش، خانه ای با نمای سنگ سفید که شاملو در آن می زیسته است. هر دو خانه هنوز پابرجا هستند. این خانه از بنای پهلوی کوچه خسرو هم دور نیست. از میان یادگارهای بازمانده از شاملو، تنها یکی در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. خانه دهکده فردیس از سال ۶٨ محل زندگی شاملو و همسرش بود؛ مکانی که بسیاری از آثار ماندگار این هنرمند در آن خلق شده است. این خانه به عنوان موزه و با نام «‌بنیاد الف بامداد» فعالیت می‌کند اما بازدید از آن نیازمند هماهنگی قبلی است.
احمد شاملو، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار، مترجم پرآوازه ایرانی است که در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمد و روز دوم مرداد ۱۳۷۹ پس از مدت‌ها بیماری در گذشت.


علیرضا جهان‏بین

گلرخ ابراهیمی ایرایی آزاد شد



خبرگزاری هرانا گلرخ ابراهیمی ایرایی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین دقایقی پیش از زندان آزاد شد. علیرغم پایان یافتن دوره محکومیت با توجه به اینکه پرونده دیگری علیه این فعال مدنی در دوره زندان مفتوح شده است این آزاد همراه با تودیع قرار صورت گرفته است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز دوشنبه ۱۹ فروردینماه ۹۸، گلرخ ابراهیمی ایرانی، کنشگر مدنی محبوس در بند زنان زندان اوین با پایان دوران محکومیت آزاد شد.
گلرخ ابراهیمی ایرایی دقایقی پیش با پایان دوران محکومیت از بابت پرونده اول خود و تودیع قرار کفالت ۶۰ میلیون تومانی از بابت پرونده دیگری که در دوران حبس علیه وی مفتوح شده است آزاد شد.

خانم ایرانی در تاریخ ۱۵ شهریور سال ۹۳ به همراه همسرش آرش صادقی بازداشت و دو روز در خانه امن سپاه نگهداری و سپس بعد از تحمل ۲۰ روز سلول انفرادی در بند ۲-الف سپاه با تودیع وثیقه ۸۰ میلیون تومانی آزاد شد.
ماموران سپاه ثارالله در تاریخ سوم آبان ماه سال ۹۵ بدون احضاریه کتبی جهت اجرای حکم حبس بازداشت کردند. قاضی صلواتی وی را درحالی که در بیمارستان تحت عمل جراحی بود، به طور غیابی به اتهامات توهین به مقدسات، اجتماع و تبانی علیه نظامبه ۶ سال حبس محکوم کرد که این حکم با اعمال ماده ۱۳۴ به ۵ سال کاهش یافت و بعد از مدتی شامل عفو شده و به ۲ سال و نیم تقلیل پیدا کرد.
این کنشکر مدنی همزمان با تحمل حبس در بند زنان زندان اوین با گشایش پرونده جدیدی روبرو شده که این پرونده نیز در شعبه ۵ دادسرای اوین در حال بررسی است.
لازم به یادآوری است همسر این زندانی، آرش صادقی نیز هم اکنون در حال تحمل حبس در زندان رجایی شهر کرج است.
وی از مهرماه سال ۹۶ از زندان اوین به این زندان تبعید شده و از چندی پیش به دلیل ابتلا به نوع بدخیم سرطان استخوان به نام کندروسارکوما با تاخیر بسیار مورد عمل جراحی خارج کردن تومور از ناحیه دست راست قرار گرفت و درمان این زندانی به دلیل تعجیل تعمدی مسئولین زندان برای بازگرداندن او به زندان نیمه تمام ماند.
آقای صادقی علاوه بر عفونت شدید ناحیه جراحی شده، تورم و کبودی و از بین رفتن عصب های حسی دست راست، به دلیل عدم رسیدگی مناسب پزشکی دچار مشکلات قلبی و فشار خون بالا نیز شده است. آرش صادقی همچنین به دلیل اثرات اعتصاب غذای طولانی از مدتها قبل دچار مشکلات گوارشی شده و در هضم هر نوع غذا به غیر از سوپ و غذاهای آبکی ناتوان است.
معصومه توکلی

ن جوانی در مازندران که مظنون به قتل همسر و فرزندش است،


صدور حکم دو بار اعدام زن جوان بر اساس مراسم قسامه
خبرگزاری هرانا زن جوانی در مازندران که مظنون به قتل همسر و فرزندش است، پس از آنکه ۵۰ نفر از بستگان مقتولان در دادگاه حاضر شدند و طی مراسم قسامه وی را عامل قتل معرفی کردند، به دو بار اعدام محکوم شد. وکیل مدافع این زن با اعلام اینکه قبل از سال جدید حکم این پرونده صادر شده است، گفت ما درخواست فرجام خواهی کردیم و ایرادات شکلی و ماهوی را عنوان کردیم و منتظریم تا پرونده در دیوان عالی کشور رسیدگی شود”. قسامه یکی از ضعیفترین راههای اثبات قتل و جراحات و صدمات بر اعضاء بدن است که با وجود لوث (عبارت از ظن قاضی به راستگویی مدعی است) قابل اجرا است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از ایسنا، وکیل مدافع زنی که مظنون به قتل همسر و فرزندش در مازندران است، از صدور حکم پرونده موکلش خبر داد.
عبدالصمد خرمشاهی در این باره اظهار کرد: قبل از سال جدید حکم این پرونده صادر شد و موکل به دو بار اعدام محکوم شد.
وی افزود: ما درخواست فرجام خواهی کردیم و ایرادات شکلی و ماهوی را عنوان کردیم و منتظریم تا پرونده در دیوان عالی کشور رسیدگی شود.
براساس این گزارش، خرمشاهی پیش از این درباره این پرونده گفته بود که موکلش مظنون به قتل همسر و پسرش است که مسموم شده و فوت کردهاند و به عنوان متهم تحت تعقیب قرار گرفته ولی دلیل به اندازه کافی نیست.
وی ۱۰ بهمن ۹۷ گفته بود که پرونده مربوط به هفت الی هشت ماه پیش است و اتهام موکلش که -اکنون در بازداشت است- قتل عمدی همسر و فرزندش استپزشکی قانونی در این پرونده اعلام کرده که متوفیان مسموم شدهاند ولی نگفته که چه نوع سمی بوده است و ممکن است مسمومیت در اثر نشت گاز باشد.
این وکیل دادگستری اعلام کرده بود که دفاعیاتش این بوده که موکلش از ابتدا قتل را انکار کرده زیرا هیچ مادری حاضر نیست فرزندش را بکشد و پزشکی قانونی هم نگفته که متوفیان براثر چه نوع سمی فوت کردهاند و هنوز موضوع ثابت نشده است.
خرمشاهی گفته بود اولیای دم تقاضا کردند که افرادی را برای سوگند بیاورند و باید به ۵۰ نفر برسد. اگر این تعداد برای قسامه آمدند احتمالاً دادگاه حکم را بر اساس آن میدهد و در غیر این صورت موکلم با قرار آزاد میشود.
به این ترتیب مقرر شد اولیای دم مقتولان ۵۰ نفر از بستگان خود را در شعبه چهارم دادگاه کیفری استان مازندران حاضر کنند و آنها سوگند یاد کنند که متهم پرونده قاتل است. در نخستین جلسه محاکمه اولیای دم تعدادی از قسم خورندگان را در دادگاه حاضر کردند اما تعداد آنها کافی نبود و جلسه محاکمه برای دو مرتبه دیگر تجدید شد تا در پایان جلسه سوم تعداد افرادی که سوگند یاد کردند که زن جوان قاتل است به ۴۵ نفر رسید. اما هنوز ۵ قسم دیگر لازم بود. به این ترتیب کار به جلسه چهارم کشیده شد. در چهارمین جلسه که اسفندماه سال گذشته برگزار شده بود، اولیای دم ۵ نفر دیگر را در دادگاه حاضر کردند که آنها نیز سوگند یاد کردند متهم حاضر در دادگاه قاتل است.
در این جلسه عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع زن جوان به دفاع از او پرداخت و گفت: گزارش پزشکی قانونی صراحتی درباره علت فوت متوفیان ندارد و معلوم نیست آنها چطور جان باختهاند. از طرفی هیچ دلیل و مدرک محکمی علیه موکل من وجود ندارد و از این گذشته درباره نسبت افرادی که برای ادای سوگند در دادگاه حاضر شدهاند با اولیای دم تردید وجود دارد. در این شرایط خواستار صدور حکم برائت موکلم هستم.
آقای خرمشاهی ۱۱ اسفندماه ۹۷  گفته بود که ختم رسیدگی به این پرونده اعلام و در مدت قانونی رای صادر خواهد شد. در این پرونده چهار جلسه مراسم قسامه برگزار شد.
قسامه یکی از ضعیفترین راههای اثبات قتل و جراحات و صدمات بر اعضاء بدن است که با وجود لوث (عبارت از ظن قاضی به راستگویی مدعی است) قابل اجرا است و آن به صورت ادای سوگند توسط پنجاهنفر از بستگان در قتل عمدی و بیست و پنجنفر در قتل شبه عمدی است.
معصومه توکلی